تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از فردوسى تا سعدى ( فارسى ) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
نمونه‌هايى از اين اشعار را در يك نسخهء متعلق به انجمن شاهانهء آسيايى ديده‌ام ، گرچه دربارهء اصالتشان جرئت نمىكنم نظرى بدهم . او برخى فهلويات يا اشعار محلى نيز سروده كه نمونه‌هايى از آن را در مجلهء انجمن آسيايى ، شمارهء اكتبر 1895 در مقاله‌يى تحت عنوان « يادداشتهايى دربارهء اشعار به لهجه‌هاى فارسى » منتشر كرده‌ام ( مخصوصا نگاه كنيد به ص 792 - 802 ) . شعرى هست كه در آن بدان اشاره نشده و حالا ديگر نمىتوانم در آن دست ببرم . اين شعر حاوى ابياتيست به چندين زبان و لهجه . با اين حال ، تا وقتى كه ما متن بهترى از آثار سعدى و معلومات كاملترى دربارهء اين لهجهء فارسى قرون وسطايى نداريم ، بايد براى معلومات واقعى سعدى در اين زمينه جاى ترديد باقى باشد . كاملا احتمال هست كه اين اشعار صرفا « موهومى » باشد ، و او در حقيقت دربارهء آنها چيزى بيش از برخى افراد نمىدانسته كه دربارهء ايرلند كتابها مىنويسند ( براى اين كار سعى مىكنند با هجى كردن كلمات انگليسى به صورتى مضحك ، و پر كردن اوراق با كلمات ايرلندى كه آنها را بد فهميده‌اند ، يا درهم ريخته‌اند از قبيل
Acushla Machree » , « Musha »
» و «
« Mavourneen
كارشان را صحيح و واقعى جلوه دهند ) .

قصايد سعدى

در ايران و هند عموما برآنند كه قصايد عربى سعدى بسيار زيباست ، ولى محققان زبان عرب آنها را آثار متوسطى مىدانند . در عوض قصايد فارسى او بسيار زيباست ، مخصوصا قصيده‌يى با اين مطلع :
به هيچ يار مده خاطر و به هيچ ديار * كه برو بحر فراخ است و آدمى بسيار
قصيدهء مشهور ديگرش همان است كه در سوگ ويرانى بغداد بدست مغول و مرگ فجيع خليفه المستعصم در 656 ق ( - 1258 م ) گفته است . نمونه‌يى از اين قصيده قبلا در ص 52 از فردوسى تا سعدى نقل شده است .