برجستهء ديگرى بوده كه او در جوانى از تعليماتش بهرهمند شده است .
مرحلهء دوم
دومين دوران زندگى سعدى ، كه دوران سفرهاى فراوان اوست به گفتهء دكتر اته در 623 ق ( - 1226 م ) آغاز شد و در اين سال اوضاع آشفتهء فارس او را به ترك شيراز ( كه از بغداد بدانجا برگشته بود ) ناگزير ساخت و قريب سى سال تا ( 654 ق - 1256 م ) در اين سوى و آن سوى سرزمينهاى اسلامى ، از هند در شرق تا شام و حجاز در غرب سياحت كرد . او در ابيات زير از گلستان به جدايى خود از شيراز اشاره مىكند :
ندانى كه من در اقاليم غربت * چرا روزگارى بكردم درنگى
برون رفتم از ننگ تركان كه ديدم * جهان درهم افتاده چون موى زنگى
همه آدمىزاده بودند ليكن * چو گرگان بخونخوارگى تيز چنگى
چو باز آمدم كشور آسوده ديدم * پلنگان رها كرده خوى پلنگى
چنان بود در عهد اول كه ديدم * جهان پر ز آشوب و تشويش و تنگى
چنين شد در ايام سلطان عادل * اتابك ابو بكر سعد بن زنگى
مرحلهء سوم
بازگشت سعدى به موطنش شيراز ، كه در شعر فوق بدان اشاره مىكند ، در 654 ق ( - 1256 م ) صورت گرفت ، و اين نشانهء شروع سومين مرحلهء زندگى اوست ، يعنى عصرى كه فعاليت مهم ادبيش آغاز شد . يك سال پس از بازگشتش ، در 655 ق ( - 1257 م ) منظومهء مثنوى معروفش بوستان را تأليف كرد ، و سال بعد گلستان را ، كه مجموعهييست از حكايات مأخوذ از گنجينهء سرشار مشاهدات و تجاربش ، با گنجاندن نتايج و نصايحى براساس عقل دنيوى . اين هردو كتاب چنان معروف است و به آن قدر زبانها ترجمه شده كه لازم نيست در اينجا هيچ بحث مفصلى از آنها بشود . « * » قبلا گفتيم كه سفرهاى سعدى بسيار وسيع بوده و او در اثناى اين سفرها بلخ ، غزنه ، پنجاب ، سومنات ، گجرات ، يمن ، حجاز و ديگر نواحى عربستان ، حبشه ، شام ، مخصوصا دمشق
هامش
( * ) اته ( همان كتاب ، ص 295 - 6 ) فهرست مفصل و جالبى مىدهد .