قسمت گفتگو شده است . از آنجا كه او پس از مرگ سلفش صلاح الدين فريدون زركوب در 656 ق ( - 1258 م ) دستيار و محرر جلال الدين شده ، محتمل است كه مثنوى پس از اين تاريخ آغاز شده باشد .
معجزات منسوب به جلال الدين
گفتگوى بيشترى دربارهء زندگى جلال الدين لزومى ندارد ، زيرا مشروح و موثقترين تفصيلات را افلاكى در مناقب العارفين خود آورده كه بخش عمدهء آن را ردهاوس ترجمه كرده است . راست است كه بسيارى از اعمال معجزه آساى جلال الدين و اسلاف و اخلافش كه در اين كتاب ثبت شده كاملا نامعتبر است و از اين گذشته ، با تخليط تواريخ و تناقضهاى مكرر ديگر مشوش شده ، ولى تأليف آن فقط چهل و پنج سال پس از مرگ استاد آغاز شد ( يعنى در 717 ق - 1318 م ) و در 753 ق ( - 1353 م ) پايان يافت ، به علاوه تدوين آن به وسيلهء يكى از مريدان و در جايى صورت گرفته كه به دستور صريح امير عارف چلبى پسر بهاء الدين سلطان ولد و نوادهء جلال الدين موثقترين اطلاعات دسترسپذير بوده است .
ديوان شمس تبريزى
اشعار غنايى كه ديوان شمس تبريزى را تشكيل مىدهد ، چنان كه نيكلسن اشاره مىكند ( همانجا ، ص 7 ، و بعد از آن ) به گفتهء دولتشاه عمدتا در اثناى غيبت شمس تبريزى در دمشق سروده شده ، حال آنكه رضا قلى خان آنها را در رثاى وى مىداند ، ولى نظر خود نيكلسن كه احتمالا درست است ، اينست كه « بخشى از ديوان در حينى سروده شده كه هنوز شمس تبريزى زنده بوده ، ولى احتمالا قسمت عمدهء آن متعلق به زمان متأخريست . » او مىافزايد كه جلال الدين « مؤلف رسالهء منثورى نيز بوده است بنام فيه ما فيه كه بالغ بر 000 ، 3 سطر است و به نام معين الدين پروانهء رومى . » اين اثر بسيار كمياب است و من بهخاطر ندارم كه نسخهيى از آن را ديده باشم .