تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از فردوسى تا سعدى ( فارسى ) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
و دمشق رفت . مقارن اين اوقات در تحت نفوذ يكى از مريدان سابق پدرش ، شيخ برهان - الدين ترمذى قرار گرفت ، كه به دو علم « طريقت » مىآموخت ، و پس از مرگ اين ولى برجسته ، از شمس تبريزى تعليم اسرار مىيافت . آقاى نيكلسن اين شخص را « سيماى شگفت‌انگيزى » مىنامد « كه يك لحظه بر روى صحنه نمايان مىشود و به گونه‌يى غم‌انگيز ناپديد مىگردد . « * » » گويند اين شخصيت عجيب پسر جلال الدين نو مسلمان بوده است . علاقهء اين جلال الدين به اسلام و اعراضش از عقايد ملاحده كه رياستشان را بر عهده داشت ، قبلا توصيف شده است ( ص 142 همين كتاب ) . شمس تبريزى به‌خاطر آوارگيهاى فراوان و بيهوده‌اش پرنده لقب يافته بود . ردهاوس
Redhous
« * * » او را داراى « رفتارى سخت پرخاشجويانه و آمرانه » توصيف مىكند و اشپرنگر « * * * » « بد زبانى سخت ناخوشايند » مىداند ، ولى نيكلسن خصايص او را در عبارات زير بهتر جمع كرده است : « * * * * » « او بالنسبه بيسواد بود ، ولى هيجان روحى مهيبش براين اعتقاد محكم قرار داشت كه او نماينده و سخنگوى الهيست . بر همهء آنان كه در دايرهء جادويى قدرتش وارد مىشدند ، افسونى مىدميد . از اين نظر ، مانند موارد بسيار ديگر ، همچون احساسات نيرومند ، فقر ، و مرگ فجيع ، شمس تبريزى به‌طور شگفت‌انگيزى شبيه سقراط است ، كه اين هردو نفوذ خود را بر نوابغ اعمال كرده‌اند ، و آن نوابغ به بيان هنرمندانهء افكارشان همت گماشته‌اند . اين هردو بيهودگى معرفت خارجى ، لزوم اشراق و ارزش عشق را اظهار كرده‌اند ، ولى وارستگى و سركشى مغرورانه از همهء قوانين بشرى ، سخت است كه بتواند همسنگ با عدم آن « فرزانگى دلنشين » و عظمت اخلاقى باشد كه مايه تميز حكيم است از پيروانش . » بنابر مناقب العارفين شمس الدين احمد افلاكى ( كه بخش مهمى از آن به انگليسى ترجمه شده و تحت عنوان افعال استادان
Acts of the Adepts
ضميمهء
هامش
( * ) غزليات منتخب از ديوان شمس تبريزى ، صXVIIIمقدمه . ( * * ) از مقدمهء مترجم بر ترجمهء ج 1 مثنوى . ( * * * ) ص 490 فهرست نسخه‌هاى خطى اود .Catalogue of the Oudh Mss. ( * * * * ) غزليات منتخب ، صXXمقدمه