تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از فردوسى تا سعدى ( فارسى ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
خويش را ديدند سيمرغى تمام * بود خود سيمرغ سى مرغ مدام چون سوى سيمرغ كردندى نگاه * بود اين سيمرغ اين كين جايگاه ور به سوى خويش كردندى نظر * بود اين سى مرغ ايشان آن دگر ور نظر در هردو كردندى بهم * هردو يك سيمرغ بودى بيش و كم بود اين يك آن و آن يك بود اين * در همه عالم كسى نشنود اين آن همه غرق تحير ماندند * بى تفكر وز تفكر ماندند چون ندانستند هيچ از هيچ حال * بى زبان كردند ازين حضرت سؤال كشف اين سر قوى درخواستند * حل مايى و تويى درخواستند بى زبان آمد از آن حضرت خطاب * كاينه است اين حضرت چون آفتاب هركه آيد خويشتن بيند در او * جان و تن هم جان و تن بيند در او چون شما سى مرغ اينجا آمديد * سى درين آيينه پيدا آمديد گر چل و پنجاه مرغ آييد باز * پرده‌يى از خويش بگشاييد باز گرچه بسيارى به برگرديده‌ايد * خويش را بينيد و خود را ديده‌ايد

جلال الدين رومى

جلال الدين محمد معروف به مولانا جلال الدين رومى ( منسوب به روم يا آسياى صغير ، به‌خاطر گذراندن قسمت اعظم عمرش در آنجا ) بىشك برجسته‌ترين شاعر صوفيست كه ايران به وجود آورده‌است ، چنان كه مثنوى صوفيانه‌اش در شمار بزرگترين منظومه‌هاى همهء اعصار قرار دارد . او در پاييز 604 ق ( - 1207 م ) در بلخ زاده شد ، ولى اندكى پس از اين تاريخ حسادت علاء الدين محمد خوارزمشاه ، پدر او محمد بن حسين خطيبى بكرى معروف به بهاء الدين ولد را ناچار ساخت كه موطن خود را ترك گويد و روانهء مغرب شود . بنابر داستان مشهور ، او در 607 ق ( - 1212 م ) از نيشابور گذشت و شيخ فريد الدين عطار را ملاقات كرد ، كه گويند جلال الدين خردسال را در آغوش گرفت ، بزرگى او را پيشگويى كرد و دعاى خير خويش را با نسخه‌يى از منظومه‌اش الهىنامه به دو ارزانى داشت . تبعيديان از نيشابور به بغداد و مكه و سپس به ملاطيه رفتند و چهار سال در آنجا اقامت گزيدند ، آنگاه عازم لارنده ( قرمان كنونى ) شدند و هفت سال در آنجا ماندند . در پايان اين مدت به قونيه
Iconium
نقل مكان كردند ،
تاريخ ادبيات ايران از فردوسى تا سعدى ( فارسى ) — صفحة 200 | ادوارد براون / فتح الله مجتبائى / غلام حسين صدرى افشار