تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از فردوسى تا سعدى ( فارسى ) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
بخش داستانى از بيت 593 آغاز مىشود و بالغ بر 45 مقاله است و يك خاتمه . داستان با شرح اجتماع مرغان آغاز مىشود كه قريب سى نوع از آنها يكايك ياد شده است . آنان نتيجه مىگيرند كه براى توفيق در راه طلب بايد خود را تحت ارشاد مرشدى قرار دهند و هدهد را بدين مقام انتخاب مىكنند ، كه به خاطر مأموريتش از طرف سليمان در نزد بلقيس ملكهء سبا در ميان مسلمانان بسيار معروف است . هدهد براى مرغان نطق مفصلى مىكند كه با ابيات زير در بيان « ابتداى جلوهء سيمرغ » تمام مىشود :
ابتداى كار ، سيمرغ ، اى عجب * جلوه‌گر بگذشت برچين نيمه شب در ميان چين فتاد از وى پرى * لاجرم ، پرشور شد هر كشورى هر كسى نقشى از آن پر برگرفت * هرك ديد آن نقش كارى برگرفت آن پر اكنون در نگارستان چين * اطلبو العلم و لو بالصين ازين گر نگشتى نقش پر او عيان * اين همه غوغا نبودى در جهان چون نه سر پيداست وصفش را نه بن * نيست لايق بيش از اين گفتن سخن

عذر مرغان

همين كه مرغان به طلب سيمرغ تصميم گرفتند ، « هريكى عذرى دگر گفتند باز » : بلبل عشقش را به گل بهانه مىكند ؛ طوطى در اين زمينه عذر مىآورد كه به خاطر زيباييش در قفس محبوس مانده ، طاوس شرمندگى از زشت نامى خود را در موضوع رانده شدن آدم از بهشت پيش مىكشد ؛ بط قادر به جدايى از آب نيست ؛ كبك پيوسته پايبند كوهساران است ، بوتيمار بر كرانهء دريا و كوف بر ويرانه ؛ هما به نيروى تاج - بخشى خود مىبالد ؛ باز از افتخار نشستن بر دست شهريار چشم نمىپوشد ، همچنانكه