شايد در كتابى كه در اصل با ادبيات فارسى سروكار دارد ، گفتگوى مفصلتر از نويسندهيى نابجاست كه تنها رابطهاش با ايران نفوذيست كه از طريق نوشتههايش حتى تا امروز اعمال كرده است . يكى از شاعران و نويسندگان صوفى برجسته كه مستقيماً تحت تأثير وى قرار گرفته فخر الدين عراقيست . او فصوص الحكم شاهكار استاد را از صدر الدين قونيوى درس گرفت و بر اثر آن در صدد نوشتن لمعات برآمد .
مدتها بعد در اواخر قرن نهم ( قرن پانزدهم ميلادى ) نور الدين جامى آن را مأخذ تفسيرى درخشان و استادانه ساخت به نام اشعة اللعمات . اوحد الدين كرمانى شاعر صوفى نامدار ايرانى يكى ديگر از كسانيست كه شيخ محى الدين بن العربى را ملاقات كرده و با او مربوط بوده و بىشك تحت تأثير وى قرار گرفته است ، ولى چنين دريافتهام كه مطالعهء دقيق در سوابق و افكار نسل صوفيان ايرانى كه در اوايل مجلد آينده مورد بررسى قرار مىگيرد ، نشان مىدهد هيچ كس ( شايد به استثناى جلال الدين رومى ) بيش از اين شيخ كبير اندلسى بر انديشهء اخلاف خود تأثير نكرده است .
در پايين نمونهييست از شعر او كه متن عربى آن را در نفح الطيب ( چاپ قاهره 1302 ق ، ج 1 ، ص 400 ) مىتوان يافت :
از دل و جان به دو روى آوردم * و چشمم نمىديدش
گرش امروز مىديدم * كشتهء آن پرى مىشدم
آنگاه كه به دو نظر فكنم * نگاهم اسيرش شود
شب را به دو سحر مىكنم * تا سپيده به دو مشغولم
دور باد از من دوريش * و گرم اين دورى توانگر سازد
به خدا سوگند سرگردانم ساخت * زيبايى آن خوبروى
او به زيبايى همچون آهوست * در چراگاه دراز گوشان
چون برمد يا واپس نگرد * خرد از آدمى بربايد
نفسش چنانست كه پندارى * شاخهاى مشك عطر آگين است
تو گويى خورشيد نيمروز است * يا به تابندگى خود چو ماه است
چو رخ نمايد * پرتو بامداد روشن است
گر پرده فرو پوشد * سياهى گيسوان اوست
اى ماه زير ابر * دلم را برگير و رهايم كن