تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از فردوسى تا سعدى ( فارسى ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
شايد در كتابى كه در اصل با ادبيات فارسى سروكار دارد ، گفتگوى مفصلتر از نويسنده‌يى نابجاست كه تنها رابطه‌اش با ايران نفوذيست كه از طريق نوشته‌هايش حتى تا امروز اعمال كرده است . يكى از شاعران و نويسندگان صوفى برجسته كه مستقيماً تحت تأثير وى قرار گرفته فخر الدين عراقيست . او فصوص الحكم شاهكار استاد را از صدر الدين قونيوى درس گرفت و بر اثر آن در صدد نوشتن لمعات برآمد . مدتها بعد در اواخر قرن نهم ( قرن پانزدهم ميلادى ) نور الدين جامى آن را مأخذ تفسيرى درخشان و استادانه ساخت به نام اشعة اللعمات . اوحد الدين كرمانى شاعر صوفى نامدار ايرانى يكى ديگر از كسانيست كه شيخ محى الدين بن العربى را ملاقات كرده و با او مربوط بوده و بىشك تحت تأثير وى قرار گرفته است ، ولى چنين دريافته‌ام كه مطالعهء دقيق در سوابق و افكار نسل صوفيان ايرانى كه در اوايل مجلد آينده مورد بررسى قرار مىگيرد ، نشان مىدهد هيچ كس ( شايد به استثناى جلال الدين رومى ) بيش از اين شيخ كبير اندلسى بر انديشهء اخلاف خود تأثير نكرده است . در پايين نمونه‌ييست از شعر او كه متن عربى آن را در نفح الطيب ( چاپ قاهره 1302 ق ، ج 1 ، ص 400 ) مىتوان يافت :
از دل و جان به دو روى آوردم * و چشمم نمىديدش گرش امروز مىديدم * كشتهء آن پرى مىشدم آنگاه كه به دو نظر فكنم * نگاهم اسيرش شود شب را به دو سحر مىكنم * تا سپيده به دو مشغولم دور باد از من دوريش * و گرم اين دورى توانگر سازد به خدا سوگند سرگردانم ساخت * زيبايى آن خوبروى او به زيبايى همچون آهوست * در چراگاه دراز گوشان چون برمد يا واپس نگرد * خرد از آدمى بربايد نفسش چنانست كه پندارى * شاخهاى مشك عطر آگين است تو گويى خورشيد نيمروز است * يا به تابندگى خود چو ماه است چو رخ نمايد * پرتو بامداد روشن است گر پرده فرو پوشد * سياهى گيسوان اوست اى ماه زير ابر * دلم را برگير و رهايم كن
تاريخ ادبيات ايران از فردوسى تا سعدى ( فارسى ) — صفحة 187 | ادوارد براون / فتح الله مجتبائى / غلام حسين صدرى افشار