بهترين چاپ ديوان ابن فارض كه مىشناسم ، چاپ شيخ رشيد بن شالب الدحداح لبنانى در 1855 م در پاريس است ، با مقدمهء فرانسوى كشيش بارژه
Abbe Barges
استاد عبرى در سوربن . اين چاپ علاوه بر متن اشعار حاوى دو شرح است ، يكى از شيخ حسن بورينى در معانى لغوى و ديگرى از شيخ عبد الغنى نابلسى در تشريح معانى استعارى .
در زير ، ترجمهء آزاد يكى از اشعار ديوان ابن فارض ( چاپ الدحداح ، ص 263 - 68 ) را مىآورم كه به نظرم مبين نوع و زيبايى اشعار اوست :
در آنجا كه درخت كنار خميده سايه افكنده است * عاشق گمراه شد و در گمراهيش راه به مقصود يافت
و انكه راهش به سوى كوهساران يمن بود * از آرزوهايش به دور افتاد
اى رفيق ، اينجا وادى عقيق است ، در آن درنگ كن * و گرنه از خود شدهيى ، بدان تظاهر كن
بنگر كه چشم در اشك ريختن بى خود شد
از آن اشك مىريزد كه نگران اوست * از غزال كناسه بپرس
كه آيا از حال دلم و عشقش آگاه است ؟ * به گمانم كه خوارى عشقم را نمىداند
كه او خود گرم شكوه جمال خويش است * خونى كه در راهش ريختم فداى او
بر او منتى نيست كه از آن اوست * نمىدانى كه من در هجرش همچنان مىناليدم
كه در اشتياق وصالش ؟ * شب را به نقش رويش سحر كردم
مگر به گوشهء چشمى خيال خيالش را ببينم * روزى از خبر چين راحت نبودم
اگر به گفتگويش گوش مىكردم * سوگند به خشنودى خاطر دوست و وصالش
دلم از لبريزى عشقش ملول نشد