تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از فردوسى تا سعدى ( فارسى ) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
تا چشمم ترا بيند * مايهء خوشدليم اين بوده است

عمر بن الفارض

اكنون بايد به ابن الفارض بپردازيم كه نام كاملش شرف الدين ابو حفص بوده است . او هرچند مانند ابن العربى رابطهء مستقيمى با ايران ندارد ، يكى از مهمترين و با ذوقترين شعراى متصوف اسلام است ؛ امرى كه لازم است كاملا مورد توجه قرار گيرد ، زيرا هنوز در اروپا اين نظريه وجود دارد كه تصوف ذاتاً يك تجلى ايرانى يا آرياييست ، نظرى كه به اعتقاد من نمىتواند قابل دفاع باشد . به استناد مراجع مختلف ، ابن الفارض در 556 ق ( - 1161 م ) يا 566 ( - 1170 - 71 م ) يا ( به گفتهء ابن خلكان ) در ذيقعدهء 576 ق ( - 22 مارس 1181 م ) در قاهره ولادت يافت . منشاء خانواده‌اش از حماة شام بود ، ازينرو او گاه نسبت حموى و گاه مصرى يافته است . زندگى او به ظاهرچندان پر حادثه نبوده و اغلب حوادثى كه شرح حال نويسانش ياد كرده‌اند داراى حالتى نيمه معجزه است و متكى به روايات پسرش كمال الدين محمد . او زمانى دراز از دوران جوانى خود را در كوه مقطم در نزديكى قاهره در خلوت و انزوا گذراند . اين ايام انزوا پس از مرگ پدر كه در اواخر زندگى ترك خدمت دولتى گفته به خلوت جامع الازهر منزوى شده بود ، مكرر و مديد شد . ابن - الفارض به توصيهء بقالى كه او را از اولياء اللَّه مىدانست قاهره را به عزم مكه ترك گفت و در آنجا چندى مقيم شد . اين اقامت غالباً در دره‌ها و كوههاى وحشى اطراف شهر بود و پيوسته حيوانى عجيب مراقب او بود و بيهوده مىكوشيد تا وادارش سازد كه در سفرها بر پشتش سوار شود . به گفتهء جامى ( نفحات ، ص 627 ) پس از پانزده سال كه بدين گونه گذشت ، به دو الهام شد كه به قاهره باز گردد تا بر بستر مرگ بقال ولى حاضر باشد . در مورد مشايعين جنازهء او داستانهاى غريبى روايت شده از قبيل مرغان سبز بهشتى كه كالبدشان مأمن ارواح شهيدان است . ظاهراً از اين به بعد او در مصر بسر برده و در دوم جمادى الاول 632 ( - 23 ژانويه 1235 م ) در همانجا در گذشته است . او برعكس ابن العربى بهيچوجه نويسندهء پركارى نبوده ، زيرا آثار او ( آنچه