تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از فردوسى تا سعدى ( فارسى ) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
خواست قرار گرفت :
اى كه مرا مىبينى و نمىبينمت * چندت ببينم و نبينى مرا
و دگر بار ابيات زير را بر آن افزود كه آن را كاملا غير قابل اعتراض ساخت :
اى كه مرا گنهگار مىبينى * و من ترا پرسنده نبينم چند نعمت دهنده‌ات بينم * چند پناه جوينده‌ام نبينى
من در اين مبحث نمىتوانم بهتر از اين كارى كنم كه آنچه را گوبينو « * » با بصيرت خاصش به روح شرق دربارهء ملاصدرا فيلسوف بسيار متأخر مىگويد در اينجا بياورم ، زيرا گفته‌هاى او عيناً دربارهء شيخ محى الدين و امثالش صادق است : مراقبتى كه براى پرده‌پوشى مباحث صورت مىگرفت ، بيشتر در مورد محتويات كتابها بود . بدون داشتن معلم اهل با خواندن كتابهاى او تصور بسيار ناقصى از تعاليمش به دست مىآيد ، حال آنكه در غير اين صورت به آسانى مىتوان در آنها راه يافت . شاگردان نسل در نسل افكار واقعى او را به ارث مىبرند . آنان براى افادهء مقصود كليدى در دست دارند كه با به كار بردن آن بدون بيان صريح ما فى الضمير خود ، مىتوانند افكار استاد را در ميان خود مبادله كنند . به كمك اين آرايش لفظى است كه رساله‌هاى فراوان استاد امروزه اينهمه مورد توجه قرار گرفته و همين نرمى مايهء لذت جامعه‌ييست كه مست از استدلال و مخالف سرسخت مذهب ، مفتون گستاخيهاى پنهانى و مشتاق فريبكاريهاى استادانه است . » فصوص الحكم به ندرت بدون شرح ديده شده و حتى بدون همكارى كسانى كه خود در همان آفاق فكرى سير مىكنند كه مؤلف مىپيموده و نيروى فكرى خود را كسب مىكرده ، جاى ترديد است كه از چنين شرحى هم محتوى كتاب كاملا مفهوم شود . تصوف اسلامى در نفوذ ، بارورى و پيچيدگى ، شايد به استثناى جلال الدين مولوى هرگز از شيخ محى الدين فراتر نرفته است . با اينحال تا آنجا كه مىدانم ، دربارهء آثار و افكار او هيچ تحقيق مناسبى در اروپا صورت نگرفته ، هرچند براى عرب شناس آرزومندى كه علاقه‌مند به اين زمينه از انديشهء شرقى باشد كمتر چشم‌اندازهاى اميد بخش خود نمايى مىكند .
هامش
( * ) فلسفه و اديان آسياى مركزى -Les Religions et les Philosophies dans Asie Central( پاريس ، 1886 ) ص 88
تاريخ ادبيات ايران از فردوسى تا سعدى ( فارسى ) — صفحة 186 | ادوارد براون / فتح الله مجتبائى / غلام حسين صدرى افشار