تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از فردوسى تا سعدى ( فارسى ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
ترسيد . نزد شيخ آمد و عذرها برانگيخت و تضرع بسيار كرد . سودى نداشت . ديرى نگذشت كه خوارزمشاه تحت تأثير عيرت و مستى فرمود تا او را در رودخانه بينداختند . خبر به شيخ نجم الدين رسيد ، متغير گشت ( اگر جرئت تصورش را بتوان داشت تا حدى غير منطقى ، زيرا به گفتهء داستان اجابت دعاى خودش بود ) و از خداوند خواست تا ملك از سلطان بازستاند . او كه سخت پريشان شده بود ، بيهوده كوشيد تا مگر شيخ نفرين خود بازپس گيرد ، ولى شيخ پاسخ داد : « كان ذلك فى الكتاب مسطورا ، ديت او از جملهء ملك تست و سر تو برود و سر بسى خلق و ما نيز . » دربارهء تاريخ مرگ او ترديد هست و جامى تواريخ 606 و 616 ق ( - 1209 - 10 يا 1219 - 20 م ) را ذكر كرده است .

سعد الدين حموى

سعد الدين حموى يكى ديگر از شاگردان نجم الدين كبرى كه به مراتب بلند رسيد و به گفتهء جامى ( نفحات ، ص 492 ) برخى كتابها نوشت كه از آن ميان تنها كتاب - المحبوب و سجنجل الارواح را نام برده است . جامى اين كتابها را چنين توصيف مىكند : « در مصنفات وى سخنان مرموز و كلمات مشكل و ارقام و اشكال و زوايد كه نظر عقل و فكر از كشف و حل آن عاجز است ، بسيار است . » او ظاهرا در معرض جذبات ، و حملات صرع دراز مدتى قرار مىگرفته است ، كه يكى از آنها به تنهايى چهارده روز دوام داشته است . نمونه‌هايى از اشعار فارسى و عربى او در نفحات آمده و بنابر همان كتاب وفات او در اواخر 650 ق ( - فوريه 1253 م ) در شصت و سه سالگى بوده است . او با صدر الدين قونيوى آشنايى داشته است كه ما بعدا هنگام گفتگو دربارهء شيخ محى الدين ابن العربى از او سخن خواهيم گفت .