تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از فردوسى تا سعدى ( فارسى ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
مقاله‌يى اخذ كرد كه جامى در نفحات الانس به دو اختصاص داده است ( ص 288 - 90 چاپ ناسوليز ) .

نجم الدين كبرى

اكنون نوبت ذكر ابو الجناب احمد بن عمر خيوقيست كه عموما به شيخ نجم - الدين كبرى معروف است . عنوان او كبرى ( كه او را از نجم الدين دايه مشخص مى - كند ) بنابر موثقترين توضيح مقبول اختصاريست از لقب طامة الكبرى كه به سبب قدرت و مهارت فراوانش در بحث و جدل از جانب يارانش به دو داده شده است . همچنين او به ولى تراش ملقب است ، زيرا تصور مىشد در لحظات جذبهء الهى و عبادت ، نگاه او بر هر كس مىافتاد ، آن شخص به درجهء تقدس مىرسيد ، و جامى ( نفحات ، ص 481 ) برخى حكايات غريب دارد كه نشان مىدهد اين اثر كريمانه به نوع بشر محدود نمىشد ، بلكه سگان و گنجشكان را نيز در برمىگرفت . گويند كه كنيهء ابو الجناب را پيغمبر در رؤيا به دو داده بود و وجه تسميه‌اش اين است كه او از دنيا سخت اجتناب مىكرد . اين مسلم است كه نجم الدين كبرى يكى از قربانيان فراوانى بوده كه در تسخير خوارزم به دست مغول در 618 ق ( - 1221 م ) كشته شده و اين نشانهء علو شأن اوست كه از ميان 000 ، 600 كشتگان آن روز شوم تنها به نام او در جامع التواريخ اشاره شده است . مؤلف اين كتاب گويد ( نسخه ديوان هند ، شمارهء
Ethe , 2 , 828 - 3 , 524
برگ
499 b
) : چنگيز خان چون آوازهء شيخ نجم الدين شنيده بود ، به وى كس فرستاد كه من خوارزم را قتل خواهم كرد . آن بزرگ بايد از ميان ايشان بيرون آيد و به ما پيوندد . شيخ - رحمة اللّه عليه در جواب گفت كه : هفتاد سال با تلخ و شيرين روزگار در خوارزم با - اين طايفه به‌سر برده‌ام ، اكنون كه هنگام نزول بلاست اگر بگريزم از مروت دور باشد . بعد از آن او را از ميان كشتگان باز يافتند . » دليل ديگر شعريست در رثاى او از مؤيد بن يوسف الصلاحى ، كه يافقى در مرآت الزمان نقل كرده ( نسخهء موزهء بريتانيا
Or . l , 511
برگ 341 ) و دو بيت زير
تاريخ ادبيات ايران از فردوسى تا سعدى ( فارسى ) — صفحة 179 | ادوارد براون / فتح الله مجتبائى / غلام حسين صدرى افشار