تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از فردوسى تا سعدى ( فارسى ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
بطور ضمنى در صفحات كتابش اشاره مىكند ، ما دربارهء او آگاهى اندكى داريم . اين اشارات حاكى از آنست كه او در ( 606 ق - 1209 - 10 م ) از بغداد به رى بازگشته و آنجا در كتابخانهء شاه رستم بن شهريار تاريخ عربى طبرستان را يافته است كه به وسيلهء يزدادى در زمان قابوس بن وشمگير ( 366 - 403 ق - 976 - 1012 م ) تأليف شده و اثر فارسى خود را بر اين اساس نهاده است . اندكى بعد ، او ناچار به بازگشت به آمل شد ، پس از آن به خوارزم رفت ، كه به گفتهء او در آن هنگام شهرى بسيار با رونق و ميعادگاه فضلا بوده است . در اينجا دست‌كم پنج سال به سر برد و مطالب ديگرى دربارهء موضوع مورد علاقهء خود به دست آورد ، كه آنها را بر كتابش افزود و در 613 ق ( - 1216 - 17 م ) هنوز بدان مشغول بوده است . شرح حال بعدى او معلوم نيست ، ولى نمىتوانيم بگوييم كه در حملهء مغول به خوارزم در 617 ق ( - 1220 م ) كشته شده يا پيش از آن به زادگاهش در مازندران بازگشته است . دربارهء ارزش كتاب حاجتى به بحث نيست ، زيرا از روى ترجمهء منتخبى از آن‌كه من به عنوان مجلد دوم از سلسلهء اوقاف گيب منتشر كرده‌ام مىتوان دراين‌باره داورى كرد . نخستين بخش آن حاوى مطالب اساطيرى فراوانيست ، ولى عصر اسلامى آن داراى اطلاعات تاريخى ، جغرافيايى و شرح حالى گرانبهاييست ؛ مخصوصا جزئيات فراوانى مربوط به افراد داراى شهرت محلى و بالاتر از همه شعرايى كه به لهجهء طبرى شعر نوشته‌اند ، كه به نظر مىرسد در اين زمان به عنوان يك لهجهء ادبى رونق وسيع داشته است . تاريخ ابن اسفنديار با مرگ رستم بن اسفنديار در 606 ق ( - 1209 - 10 م ) به‌طور طبيعى پايان مىيابد ، ولى دست ديگرى حوادث را تا سال 750 ق ( - 1349 - 50 م ) ثبت كرده است .

دبيثى

تواريخ محلى از نوع اثر ابن اسفنديار بسيار است و بخش بزرگى از ادبيات فارسى را در برمىگيرد . براى مثال ، تواريخى محلى داريم از اصفهان ، شيراز ، يزد ، قم ، هرات ، سيستان ، شوشتر و غيره ، به جز چند تاريخ ديگر از طبرستان كه چند تاى آن به وسيله دورن
Dorn
منتشر شده است . هرچند برخى از آنها در مشرق چاپ