فارسى ، مورد استفادهء وافر دكترانه
Ethe
قرار گرفته ، ولى قبل از اقدام اينجانب به انتشار آنكه يك مجلدش در 1903 ارائه شده و ديگرى در شرف تكميل است و در جريان سال 1906 منتشر خواهد شد ، به صورت ديگرى اغلب براى محققان دسترس پذير نبود . لباب الالباب به خاطر قدمتش ، و كثرت عدهء زندگينامههاى داده شده از شعرايى كه در غير اين صورت ناشناس مىماندند يا قبلا ناشناس بودند ، براى تاريخ ادبيات ايران كمال اهميت را داراست ؛ ولى از بسيارى جهات اين كتاب مايهء يأس است ، زيرا زندگينامهء بسيارى از شعرا فاقد تواريخ دقيق يا جزئيات مورد علاقه است ، و بهجاى آن مشحون است از عبارت پردازيهاى مطنطن و لفاظيهاى بىمعنى . انتخاب اشعار غالباً بد و بيمزه است ، در حالى كه از بسيارى شاعران بزرگ همچون ناصر خسرو و عمر خيام مطلقاً نامى برده نشده ، گروهى از شعراى متوسط ، با عبارات مبالغه آميزى از تحسين ، در مقالاتى با اطناب ممل ياد شدهاند ؛ مخصوصاً در اواخر مجلد اول ، كه مؤلف از معاصرانش در دربار سلطان ناصر الدين قباجه بحث مىكند . با اينهمه علىرغم اين نقايص ، اين كتاب به صورتى كه هست ، از قريب سيصد شاعر پارسى گوى ياد كرده است ، كه پيش از شهرت يافتن سعدى مىزيستهاند ، و اين خود داراى بالاترين درجهء اهميت است و هنگامى كه بدرستى مورد بررسى قرار گيرد بر معلومات ما در بارهء اعصار كهن ادبيات فارسى بسى خواهد افزود . بااين حال مشكل بتوان از رنجش و ملال اين احساس چشم پوشيد كه مؤلف با امكاناتى كه داشته چه آسان مىتوانسته است كتابش را بسى جالبتر و سودمندتر از اين سازد .
تواريخ محلى
ابن اسفنديار
اينك به تواريخ محلى مىرسيم . مهمترين آنها كه در اين عصر به زبان فارسى تأليف شده تاريخ طبرستان محمد بن حسن بن اسفنديار است . جز آنچه مؤلف خود
هامش
- ) فقيد در تدوين مجمع الفصحايش ، چاپ سنگى تهران ، 1293 ق ( - 1878 م ) از آن بهرهء فراوانى برده است .