تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از فردوسى تا سعدى ( فارسى ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
تا آنكه در اين هنگام پدرش يوسف را صلاح الدين نامزد يك منصب قضايى عالى در اورشليم كرد و او همراه خانواده‌اش بدانجا انتقال يافت . در سال 598 ق ( - 1201 م ) پدر مؤلف به حران رفت و در آنجا وزير ملك الاشراف شد . اين شهر حتى در اوايل خلافت عباسى به عنوان مركز حكمت يونانى در آسيا شهرت داشت و ازينرو هلنوپوليس -
Helleno polis
خوانده مىشد . چندى بعد او به زيارت مكه رفت و در يمن مقيم شد و سرانجام در 625 ق ( - 1227 م ) در همانجا درگذشت . مؤلف مورد بحث ، در اين اثنا به حلب رفت و در آنجا به مقام وزارت ماليه رسيد و لقب قاضى الاكرم يافت . ملاحظه مىشود كه او نه تنها خادم درستكار و لايق ملك و جويندهء پيگير معرفت بوده ، بلكه ياور و حامى فعال فضلا نيز به شمار مىرفته است و همچنانكه ديديم هنگامى كه ياقوت جغرافيدان از پيش روى حملهء مغول به سوى باختر گريخت ، يكى از كسانى بود كه از مهمان نوازى و حمايت وى برخوردار شد . گرچه او بيش از هرچيز جوياى فراغتى براى ادامهء مطالعات خويش بود ، در 634 ق ( - 1236 م ) مجبور شد براى بار سوم قبول خدمت كند و در همين خدمت وزارت ملك العزيز بود كه دوازده سال بعد در 646 ق ( - 1248 م ) در دمشق درگذشت . جزئيات كاملترى دربارهء زندگى وى را كه بيشتر از معجم البلدان ياقوت ( كه نسخه‌يى از آن را اينك مرگليوث استاد آكسفورد براى نشر در سلسلهء اوقاف گيب آماده كرده ) اخذ شده ، در مقدمهء جالب و دلنشينى مىتوان يافت كه ليپرت بر چاپ خود از تاريخ الحكما افزوده و در آن قفطى را « ويلهلم فون همبولت عرب » خوانده است . قفطى آثار فراوانى نوشته و ياقوت كه تقريباً بيست سال پيش از وى در گذشته عنوان قريب به بيست تايى از آثارش را برمىشمارد كه همچنانكه آ . موللر گمان مىكند ، ظاهراً در حملهء مغول به حلب در 659 ق ( - 1260 م ) مفقود و نابود شده است . حتى ، به عقيدهء مصحح فاضلش دكتر ليپرت ، تاريخ الحكما به صورتى كه اينك موجود است ، فقط منتخبيست از اصل آن . اين كتاب ، به صورتى كه در دست ماست حاوى 414 زندگينامه است از حكما ، پزشكان ، رياضيدانان و اختر شناسان متعلق به همهء اعصار تاريخ جهان از قديمترين ايام تا روزگار مؤلف و براى مطالعه در تاريخ فلسفه داراى