تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از فردوسى تا سعدى ( فارسى ) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
رو به زوال نهاد و اين زبان پس از اين عملا به فقها و فلاسفه منحصر شد ، چندانكه پس از اواخر سدهء هفتم هجرى ( - سيزدهم ميلادى ) ، بندرت فرصت آن را مىيابيم كه از آثار عربى تأليف شده در ايران گفتگو كنيم . اينك ما بايد فقط به طريق اجمال اعصار مختلف استيلاى مغول را بر ايران مورد توجه قرار دهيم . مىتوان گفت ، اين دوران از نخستين استيلاى چنگيز خان بر اين كشور در 616 ق ( - 1219 م ) تا مرگ ابو سعيد خان را در 736 ق ( - 1335 م ) در بر مىگيرد . پس از او نيم قرن آشوب برقرار بود ، تا با حملهء تاتار ديگرى به نام تيمور لنگ كه در اروپا به
Tamerlan
معروف است پايان گرفت ( 782 - 803 ق - 1380 - 1400 م ) . اين حادثهء اخير انتقال به دوره تازه‌يى را تشكيل مىدهد كه مىتوان آن را تاريخ ايران جديد ناميد و از موضوع اين مجلد خارج است : زيرا اين مجلد دورانى را در بر مىگيرد كه دقيقا عصر مغول ناميده مىشود ، و اين موضوع تنها بدان سبب ذكر شد تا خواننده بتواند آن را به عنوان مرزى بر موضوع اين كتاب در نظر گيرد . نخستين دوران استيلاى مغول را مىتوان بنابر طبقات استانلى لين پول دوران ايلخانان بزرگ ناميد ( چنگيز ، اوگتاى ، كيوك ، و منگو 603 - 655 ق - 1206 - 1257 م ) كه در اثناى آن سراسر امپراطورى مفتوحهء مغول به وسيلهء واليان و نايبانى اداره مىشد كه مستقيما از قراقوروم پايتخت مغول تعيين مىشدند . در قورولتاى بزرگى كه در 649 ق - 1251 م در آغاز پادشاهى منگو منعقد شد ، دو لشكركشى به تصويب رسيد ، كه هركدام را به عهدهء يكى از نوادگان چنگيز - خان گذاشتند ، اين هردو برادران امپراطور مغول بودند ، يعنى لشكركشى به چين را قوبيلاى قاآن رهبرى مىكرد ، و جنگ با ايران ، بين النهرين و آسياى صغير را هلاكو بر عهده داشت . دومين دوران ، كه مىتوان آن را دوران ايلخانان كافر يا نايب السلطنه‌هاى موروثى ايران و آسياى صغير ناميد ، از تاريخ گذشتن هلاكو از جيحون در ذيقعده 653 ق ( - ژانويه 1256 م ) آغاز مىشود و به قتل بايد و در 23 ذيقعده 694 ق ( - 5 اكتبر 1295 م ) پايان مىپذيرد . در اثناى اين مدت ، اسلام به تدريج نيروى خود را