تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از فردوسى تا سعدى ( فارسى ) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
را با چينى و تبتى به زدوخورد ، و پس از آن به مشاوره واداشت « * » و مجتهدان مسلمان ، راهبان مسيحى ، لامايان بودايى ، بخشيان مغول و نمايندگان اديان و فرق ديگر را در شرايط مساوى روبروى يكديگر قرار داد ، و اين امرى بود كه از پنج يا شش قرن پيش وجود نداشت . مسلما ، هنگامى كه جانشينان هلاكو خرافه پرستى بدوى خود را رها كردند و به اسلام گرويدند ، وضع بسى بهتر شده بود . اين امر موجب شد تا آنان به زودى از خويشاوندان بت پرستشان در قره قوروم جدا شوند و خود را با ملل مغلوب كه بر آنان فرمان مىراندند تطابق دهند و سرانجام در آنان مستحيل شوند . ولى ، حتى هلاكو - خان ويران كنندهء بغداد و دشمن سرسخت اسلام ، حامى دو تن از بزرگترين نويسندگان ايرانى اين روزگار بود . اين دو عبارتند از نصير الدين طوسى منجم و عطا ملك جوينى مؤلف تاريخ جهانگشا ( يعنى تاريخ چنگيز خان ) . عبد اللّه بن فضل اللّه شيرازى معروف به وصاف الحضرة و رشيد الدين فضل اللّه وزير ، دو مورخ ديگر را كه هردو در دوران فرمانروايى غازان خان ( 694 - 703 ق - 1295 - 1304 م ) مىريستند ، مسلما بايستى در زمرهء بزرگترين نويسندگان فارسىزبان در اين رشته از معارف دانست . البته مشكل مىتوان گفت ادبيات فارسى بمعنى كلمه از حملهء مغول لطمهء سختى ديد ، حال آنكه ، سعدى شيرازى ، فريد الدين عطار و جلال الدين رومى سه تن از بزرگترين شاعران ايران با آن معاصر بودند و بسيارى شعراى بزرگ ديگر پس از آن پديدار شدند ؛ ولى ويرانى بغداد ، به عنوان پايتخت اسلام و تبديل آن به يك شهر ولايتى ، به وحدت ظاهرى كه تاكنون در ميان ملل مسلمان وجود داشت پايان بخشيد و در ايران اعتبار و مقام زبان عربى كه تاكنون بزرگترين وسيلهء مبادلهء فرهنگى بشمار مىرفت
هامش
( * ) در سال 675 ق ( - 1272 م ) دو مهندس ايرانى بنامهاى علاء الدين و اسمعيل به وسيلهء قوبيلاى قاآن در حصارفان چينگ در چين به كار گمارده شدند ( دوسون ، همان كتاب ، ج 2 ص 389 ) يا همچنانكه هلاكو خان در هنگام لشكركشى به ايران و بغداد در 650 ق ( - 1252 م ) يك هزار تن از مهندسان چينى را براى ساختن و به كار انداختن منجنيقها و پرتابه‌هاى ديگر همراه آورد ( همانجا ، ج 3 ، ص 135 ) . نصير الدين طوسى منجم و فيلسوف در زيجى كه در حدود 657 ق ( - 1259 م ) براى هلاكو ساخت ، از همكارى منجمان چينى برخوردار بود ( همانجا ، ج 3 ، ص 265 ) .