اينك به اعصار استيلاى مغول باز مىگرديم كه قبلا از آن ياد كرديم . در آغاز ، يا عصر تباهى كامل ، ما به دو موج حملهء جداگانه برمىخوريم ، يكى حملهء چنگيز خان ( 616 - 25 ق - 1219 - 27 م . ) و ديگرى حملهء هلاكو ( 653 - 63 ق - 1255 - 65 م ) . اولى بطور عمده به خراسان روى آورد و از غرب تا رى ، قم ، كاشان و همدان امتداد يافت . كارهاى عجيب و حيرتآورى كه در اين مدت به دست جلال الدين خوارزمشاه انجام گرفته ، به تفصيل و با ذكر جزئيات ، توسط كاتبش شهاب الدين محمد نسوى نوشته شده است . اين شخص تا هنگامى كه جلال الدين در 15 شوال 628 ق ( - 15 اوت 1231 م ) به دست كردى كشته شد ، هميشه همراه او بود .
موج دوم حملهء هلاكو بود به خراسان در 654 ق ( - اوايل سال 1256 م ) كه هم دامنگير اسماعيليان ملحد الموت وقهستان شد و هم گريبانگير خلافت مؤمن بغداد ؛ و تنها مماليك دلاور مصر بودند كه توانستند جلوى پيشروى آن را سد كنند . اين جنگ كه در روز جمعه 7 جمادى الثانى 658 ق ( - 3 سپتامبر 1260 م ) در عين جالوت اتفاق افتاد و منجر به فتح درخشان مصريان شد ، اهميت زيادى دارد ؛ زيرا در سى سالى كه از مرگ سلطان جلال الدين مىگذشت اين نخستين پيروزى مسلمانان بر مغول بود . از آن پس طلسم شكسته شد و مسلمانان دريافتند كه دشمنان وحشتناكشان شكست ناپذير نيستند و جرئت تازهيى يافتند تا خود را در بسيارى ميدانهاى خونين نشان دهند ، به ويژه روز 6 ذيقعدهء 675 ق ( - 16 آوريل 1277 م ) در جنگ عينتاب كه در آن بيبرس ( الملك الظاهر ) سپاه مغول را شكست سختى داد و 6670 كشته از ايشان در ميدان جنگ بهجاى ماند . با اينهمه پيروزى بزرگتر روز 28 شعبان 702 ق ( - 23 آوريل 1303 م ) به وسيلهء مصريان به فرماندهى الملك الناصر در مرج الصفر نزديك دمشق به دست آمد و او هنگام ورود پيروزمندانهاش به قاهره 600 ، 1 اسير مغول را در زنجير به همراه داشت ، برگردن هركدام از آنان سر مغول ديگرى كه در جنگ كشته شده بود ، آويزان بود ، درحالى كه در پيشاپيششان
هامش
- ) آخرين قرارگاهش در كوههاى آلتايى همراهى مىكردند ، اعلام كردند كه در اين راه كمتر از 000 ، 20 تن را نكشتهاند ( دوسون ، ج 4 ، ص 384 ) .