هرات كمى بهتر بود ، ولى باميان كه در آن يكى از اميران مغول هنگام حمله كشته شد ، يكباره ويران گشت ، بىآنكه حتى غنايم جنگى برداشته شود ، چنان كه تا صد سال بعد بيابانى خالى از سكنه بود . چيزى براى تكميل خرابيهايى كه مغول ببار آورد لازم نبود . آنان بارها غلاتى را كه لازم نداشتند نابود كردند ، و اغلب چند روز پس از آنكه شهرى را پس از غارت ترك گفته بودند ، دستهيى را مىفرستادند از ويرانهها بازديد كند و بازماندگان نگون بختى را كه از قتل عام پيشى جان بدر برده بودند و از نهانگاهها پديدار مىشدند بكشد . در مرو 5000 تن از بازماندگان كشتار قبلى بدين ترتيب كشته شدند . براى موفق شدن در كار كشف گنجينههاى نهفته شكنجه سخت مرسوم بود و همچنانكه مىتوان انتظار داشت ، كسانى كه زندگى انسان را بدين ارزانى مىستاندند ، گنجينههاى هنر و ادبياتى را كه در اين شهرها حفظ مىشد ، بيرحمانه نابود كردند . جوينى گويد در سرزمينهاى مسلمان كه به دست مغول ويران شد ، يكى از هزار تن ساكنانش بهجاى نماند و اظهار مىكند كه در خراسان و عراق عجم هنوز تا رستخيز اگر توالد و تناسل باشد به عشر آنچ بوده است نخواهد رسيد « * » وحشت از اعمال مغول بود كه به اخطارهاى مشابهشان خطاب به ساكنان هر شهر محاصره شده چنان معناى مرگ آورى مىبخشيد : « اگر منقاد نشويد ، ما چه دانيم ، خداى قديم داند . »
عادات و رسوم مغول نفرتانگيز و مخصوصا در بسيارى موارد مخالف احساسات مسلمانان بود . آنان نه تنها حاضر بودند چيزهايى را كه در اسلام نجس شمرده مىشود بخورند ، بلكه چيزهاى كاملا نفرتانگيزى مانند موش ، گربه ، سگ و حتى بدتر از آنها را مىخوردند . ژان دوپلان كارپن
Jean de Plan Carpin
گويد كه « شامل هرچيز جويدنى بود . آنان را ديديم كه همهچيز را مىبلعيدند ، حتى لاشهء گنديده و كيك را » « * * » . آنان نه تنها از شستشوى خودشان متنفر بودند ، بلكه شستن دست يا جامه را در آب جارى گناهى كيفرى ، حتى از گناهان كبيره مىدانستند .
هامش
( * ) دوسون ، ج 1 ، ص 394
( * * ) همانجا ، ص 411 به بعد .