شده بود تنبيه مىشد . با اين حال ، گرچه مغولان زندگى را چنين ارزان مىگرفتند ، در جايى كه با دروغ و نيرنگ مىتوانستند به مقصود خود برسند ، بندرت جرئت مىكردند كه جان خود را در مخاطره اندازند . گرچه سزاى مقاومت مرگ بود ، درعين حال در بسيارى موارد تسليم شدن نيز موجب مرگ مىشد . اگر اينان سكنهء شهرى را كه تسليم يا گشوده شده بود ، امان مىدادند ؛ يا به خاطر مهارت و صنعتگريشان بود ، يا براى به كار گماشتنشان در خط مقدم يورش بعدى بر ضد هم ميهنان و هم كيشان خودشان . خيل اسيران بدبخت و درمانده مقدمهء لشكر را همراهى مىكرد و هنگامى كه به نقطهء مقاومت بعدى مىرسيد ، نخست براى سوار كردن ماشينهاى قلعهگيرى به كار مىافتاد ، سپس آنان را در سايهء شمشير به سوى شكافهايى كه در حصار شهر ايجاد شده بود مىراندند تا خندق و گودال را با بدنهاشان پر كنند ، سرانجام اگر اينان هنوز از مرگ مىرستند ، طعمهء شمشيرشان مىساختند تا براى صيدهاى تازهيى كه از فتح جديد به دست آمده بود جا باز شود . خونريزى مغولان حساب شده ، دقيق و براى متوحش ساختن و درهم شكستن كسانى طرح شده بود كه در معرض حملهء بعدى ايشان بودند ؛ و بهتر آن مىدانستند ، كه در پشت سر خويش ويرانههاى دود زده و گورستانهاى سوخته بجاى گذارند ، تا آنكه با خطر طغيان گروهى از جان بدر بردگان بينوا روبرو نشوند .
با اين حال ، شرح جزئيات تاريخ مغول ، يا خود كارهاى آنان در ايران ، خارج از موضوع اين كتاب است . كسانى كه خواهان آگاهيهاى كاملى دراينباره باشند ، مىتوانند آن را در اثر عظيم دوسون يا تاريخ مغول سرهنرى هاوارت بيابند . مخصوصا دوسون از آثار عربى و فارسى به صورت پسنديدهيى استفاده كرده كه در صفحات
X - LXVIII
شرحى كه بر مجلد اول كتابش نوشته ، آنها را بهطور كامل وصف و نقد كرده است . پنج منبع مهم اسلامى عبارتست از :
1 - كتاب عربى كامل ابن اثير كه قبلا ذكر شد .
2 - كتاب عربى سيرهء سلطان جلال الدين منكبرنى كه به دست كاتب خاصش شهاب الدين محمد نسوى نوشته شده است .