تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از فردوسى تا سعدى ( فارسى ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
اين عده به دست حاكم اترار وحشيانه كشته شدند و خوارزمشاه از آن كار چشم‌پوشى كرد ، زيرا به دو چنان القا كرده بودند كه اينان در واقع جاسوسان مغول بودند . پس از آن چنگيز خان سفارتى مركب از دو مغول و تركى بغرا نام را به دربار خوارزمشاه گسيل داشت تا بدين نقض فاحش اصول مهمان نوازى و حسن سلوك ملل اعتراض كنند و تحويل حاكم اترار را بخواهند و در غير اين صورت خوارزمشاه آمادهء جنگ شود . تنها جوابى كه خوارزمشاه داد كشتن بغرا و تراشيدن ريش دو مغول و باز گرداندنشان بود . پس از آن مغولان قورولتاى يا شوراى عمومى تشكيل دادند كه در آن تصميم گرفته شد به امپراطورى خوارزم حمله شود . سلطان محمد خوارزمشاه ، علىرغم پيروزيهاى مختصر اوليه ، عاطل ، از نقطهء خطر دور ماند و دفاع از مرز را به حكام شهرهاى مورد تهديد واگذاشت و مىگويند ( گرچه شايد فقط براى تحقير جبن و بىثباتى او ) منتظر ماند تا منجمان ساعت سعد را براى شروع اقداماتش اعلام كنند . در همان ايام كه او منتظر بود ، در پاييز 616 ق ( - 1219 م ) طوفان در ماوراء النهر توفيد . اترار پس از پنج يا شش ماه محاصره سقوط كرد ، حاكم آن و قاتل سوداگران زنده گرفتار آمد و با ريختن نقره داغ در چشم و گوشش كشته شد ، و بازماندگان قتل عامى را كه پس از آن صورت گرفت به بخارا بردند ، تا در آنجا به شرحى كه مذكور شد بر ضد همكيشان خود كار كنند . پس از فتح اوز كند و دو سه شهر كوچك ديگر ، خجند پس از محاصرهء كوتاهى گشوده شد و نه روز دستخوش غارت گشت ، ولى شگفت است كه مردمش بخشوده شدند . پس از آن بناكت سقوط كرد ، تيمور ملك از خجند دفاع شايسته‌يى كرد . در اوايل سال 617 ق ( - 1220 م ) بخارا در دست سپاه مغول بود ، كه آن را چاپيدند و سوزاندند و گروه بزرگى از مردمش را كشتند و به زنان ، خواهران و دخترانشان دست تجاوز گشودند . در ميان آنان كه مرگ را بر ننگ ترجيح دادند و در جنگ مردند قاضى بدر الدين ، امام ركن الدين و پسرش بودند . پس از آن نوبت سمرقند شد كه پس از چهار روز محاصره از پاى افتاد و برسم مغول تاراج شد و گروه بيشمارى از مردمش كشته شدند يا به اسيرى رفتند . در حينى كه محمد خوارزمشاه عقب‌نشينى ميكرد ، به مردم شهرهايى كه از آنجا
تاريخ ادبيات ايران از فردوسى تا سعدى ( فارسى ) — صفحة 125 | ادوارد براون / فتح الله مجتبائى / غلام حسين صدرى افشار