غصهء غمآلود اين عاشق شوريده و زيباى شب فام را با حركتى تازه به سوى غرب آسيا رانده « * » . در زبان عربى نيز ديوانى منسوب به ( مجنون ) قيس عامرى « * * » رايج است كه همچنانكه بروكلمان مىگويد « به شخصيتى تقريبا افسانهيى تعلق دارد كه گفته مىشود در حدود سال 70 ق ( - 689 م . ) در گذشته است . » در اين منظومه ، صحنه نه در ايران ، بلكه در عربستان واقع شده و قهرمانان مرد و زن آن ديگر شخصيتهاى شاهانه نيستند ، بلكه از مردم عادى بادية العربند . با اين حال ، رنگ آميزى ، همچنان كه انتظار مىرود ، اغلب كاملا ايرانيست . بحرى كه نظامى براى اين منظومه برگزيده اينطور است :
[ - ب - ] - ب ب - [ ب - - ]
[ مفعول ] مفاعلن [ فعولن ]
اين منظومه صفحات 194 - 278 چاپ تهران را شامل است و احتمالا بر اندكى بيش از 4000 بيت بالغ مىشود . قطعهء زير وصف در خواب ديدن زيد است ليلى و مجنون را در باغ بهشت ، و شايد بتواند دليلى ، از جملهء دلايل لازم باشد بر اينكه تصور اروپاييان تا چه حد باطل است كه مىپندارند ، مسلمانان جاودانگى زنان را انكار مىكنند يا به عشق پاك و صميمانه كمتر قدر مىنهند :
شب چون سر نافه را خراشيد * بر نيفه روز مشك پاشيد
بنمود فرشتهييش در خواب * آراسته روضهء نهانتاب
صحنش ز بلندى درختان * خرم چو دل بلند بختان
در دامن هر شكوفه باغى * هر برگ گلى در او چراغى
در هر چمنى چو چشم بينا * مينو كدهيى به رنگ مينا
گلهاى شكفته جام بر دست * برداشته بانگ بلبل مست
خضراتر ازان زبر جدى نه * افروختگيش را حدى نه
هم رود زنان به زخمه راندن * هم فاختگان به زند خواندن
در سايهء گل چو آفتابى * تختى زده بر كنار آبى
هامش
( * ) شرحى دربارهء اين ترجمهء تركى داستان و نمونههايى از آن را در اثر فوق الذكر گيب ، ج 3 ، ص 85 و 100 - 104 خواهيد يافت .
( * * ) نگاه كنيد به تاريخ ادبيات عرب بروكلمان ج 1 ، ص 48