تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دو سفرنامه از جنوب ايران ( فارسى ) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦
جزيره كرده باز به چاپارى به كوه كيلويه مىرود . و آنچه مشخص و به تحقيق پيوست اين است كه راهى كه از بندر ديلم به بهبهان مىرود حركت دادن توپ مشكل بلكه محال است . و سكنه آن حدود بالاتفاق مذكور ساختند كه حوالى « بندر زيتون » و « داودى » و « تنول » كه راه راست بندر ديلم به بهبهان است چنان مكان‌هائى دارد كه عبور سواره و قوافل مشكل است . ظاهرا اين است كه نبردن توپ‌ها را بيشتر مشكلى و سختى راه باعث بوده ، ليكن مىشود كه اين راه را گذاشت و از كناره دريا توپ‌ها را به بندر هنديان برد و از بندر هنديان از كناره رودخانه زيتون به بهبهان برد . و اين راه صاف و هموار ليكن بعدش زياده از آن راه است . و تمامت بلوك ليراوى كه سى پارچه ده است از لب دريا الى زنجيره كوه زيتون اراضيش صاف و هموار و مسطح است . و سمت ميان شمال و مغرب بندر ديلم بندرى است مسمى به « بندر نو » كه بر لب آب دريا از سنگ ساخته‌اند و باعث احداث و احياى اين بندر ميرزا قوام الدين شده است . و به فاصله شش فرسنگ از بندر نو سمت شمال بندر هنديان واقع است و رودخانه زيتون از وسط بندر هنديان مىگذرد . و اصل بندر هنديان الى كناره دريا مسافتش دو منزل است . و فاصله بندر هنديان الى بندر محمره سه منزل و اصل محمره در بر فارس و تحت بصره واقع شده . و هنگام رسيدن به بندر ديلم ميرزا احمد خان برادرزاده ميرزا قوام الدين كه حاكم اين بندر بود حيرت بسيار و تعجب بىشمار از آمدن اين جان‌نثار بهم رسانيد ، زيرا كه همان اوقات هنگام جلوس ميرزا قوام الدين و اغتشاش كوه كيلويه بود و ميرزا احمد خان نمىدانست كه با اين غلام چگونه حركت نمايد . با خود خيال كرده بود كه شايد اين جان‌نثار آمده كه به ايشان جدال