شدند به جهت اطلاع دادن از بعضى كارهاى سرحد لازم شد كه خدمت ايشان رسيده اطلاع دهم « 1 » خدمت سركار نواب و الا نايب - الاياله رفته و رسيدم و از اوضاع سرحد آنچه لازم بود به عرض رسانيده معاودت به بندر مباركه مزبوره نموده و الى سلخ شهر مزبور به جهت اتمام بعضى كارها در آنجا توقف [ نمودم ] .
وقايع غره شهر ربيع الاول 1257 [ قلعه ليلك و ساير محال تنگستان ]
و بعد از حركت از بندر مباركه ابوشهر روانه قلعه « ليلك » من محال تنگستان شده و شبها از اذيت و آزار افواج براغيث « 2 » تا صبح خواب از چشم راه فرار در پيش گرفته و مترنم به نواى ليلاك ليلاك بوديم . و آنچه به نظر رسيد مسافت راهش چهار فرسنگ تمام و تمامى اين راه صاف و هموار و مسطح و مرمل است . و حاكم بلوك مذكور عاليجاه باقر خان ولد مرحوم احمد شاه خان تنگستانى كه از جمله طايفه پولادى است مىباشد . و قلعه ليلك جائى است كه هنگامى كه مرحوم حاجى ابراهيم خان شيرازى وزير لطفعلى خان زند بستگان او را از شهر بيرون كرده و لطفعلى خان را نيز در شيراز راه نداد . لاعلاج با پنج نفر نوكر به سمت بندر ابوشهر رفته كه آنجا را مأمن نمايد . شيخ ابوشهر كه سابقا خدمتگزار و دولتخواه حقيقى او بود به اغوا و دستور العمل حاجى ابراهيم خان او را جواب كرده .
از ظهور اين حكايت از آنجا هم نيز راه فرار را پيش گرفته به سمت تنگستان رفت . شيخ معلوم به طريق مخالفت با جمعيت بسيار و
هامش
( 1 ) . اين كلمه در نسخهء مجلس نيست .
( 2 ) . راغيث : جمع برغوث يعنى كيكها .