الدين انداخته بود فرار كرده بودند . و اين قلعه را نيز كريم خان زند خراب كرده بود .
و به فاصله يك فرسنگ از قلعه مزبور سمت ميان شمال و مغرب بعد از عبور از دو غور كوچك تمامت اراضيش را تپه بر سر تپه و زنجيره بر سر زنجيره از يمين و يسار فرو گرفته و راه را بايد از وسط تپهها بطور مارپيچ گذشت . و ميانه تپههاى مزبوره درههاست به تركيب غور كه متصل است آن غورها به كوههاى مسمى به « بنك » كه هنگام امتداد دريا تمامت آن غورها را آب فرو مىگيرد ، و هنگام جزر خالى مىشود .
و اهالى آنجا مذكور ساختند كه در محوطه كوههاى مزبور مغاره چند است كه درون مغارهها مصور است . ليكن اين جاننثار خود نرفته و نديدهام . و در وسط ماهورها امامزادهاى است مسمى به حاجى سبزپوش كه بالاى يكى از آن تپهها واقع است . و محاذى امام - زاده مزبور به حوالى درختان كنار چند چاه آب شيرين و خوشگوار واقع ، و اين ماهورها هميشه مكان و مأمن مفسدان و فتنهجويان و الوار قطاع الطريق و سارقين است و بسيار مخوف و محذور و سرحد بلوكات ليراوى و حيات داود است . نه تنها مكان و مأمن قطاع الطريق بلكه بطور تحقيق شير آدمىخوار و سباع مردمآزار نيز دارد ، زيرا كه هنگام عبور از آنجا در عرض راه مكرر نقش پنجه و چنگال شير در سطح آن اراضى مشاهده شد .
و به فاصله يك ربع فرسنگ نرسيده به قريهء حصار باغ كوچكى و مسمى به باغ عبد العلى است و اشجار درون باغ مزبور انگور و انجير است . و از جمله غرايب باغ مزبور اين بود كه دو چاه بزرگ كه از اعلا تا اسفل آن را از سنگ و آهك ساخته بودند در ميانه باغ بود .
دو سفرنامه از جنوب ايران ( فارسى ) — صفحة 81
مساهمون: سيد على آل داوود
ص٨١