تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دو سفرنامه از جنوب ايران ( فارسى ) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠
به نيل « 1 » است و بىنهايت بزرگ و سايه‌اش بسيار كه هنگام ورود به گناوه در تحت يكى از آن درختان منزل شد ، كه خود و نوكرها و چهارده رأس اسب و استر در سايه آن درخت بوديم ، و بعلاوه پرده حايل در ميانه خود و نوكرها نموديم . و اصل وسط ظهر سايه جميعا را فراگرفته بود و اين درخت نسبت به ساير درختان بزرگ نبود و از اين بزرگتر بسيار بود . و درين منزل از آزار و اذيت كيك خواب از چشم راه فرار در پيش گرفته به اين سبب در خانه‌هاى گناوه منزل نشد ، و در خارج گناوه در كنارهء دريا چادر زده آن روز و شب را در آنجا بسر برديم . و از غرايب است كه درين فصل كه تحويل شمس به برج حوت بود كيك بسيار و بىنهايت بود و مىگفتند كه در موسم تابستان به كلى تمام مىشود .

وقايع بيست و هشتم شهر مزبور [ محال حصار - بلوك ليراوى ]

بعد از حركت از گناوه روانه محال حصار كه من جمله بلوك ليراوى است شده و مسافت راهش پنج فرسنگ تمام است . و به فاصله نيم فرسنگ از گناوه نزديكى دريا و قريب به غور قلعه خرابه‌اى است مسمى به « كاايدر » و تركيب اين قلعه به مثابه بندر ريگ است و مطلقا درون و بيرون قلعه را آبادى نبود . با وجودى كه اطراف قلعه مزبور باغستانش بسيار و كشتخوانش بىشمار است . و از قراين خارجه مشخص شد كه ساكنين آن حدود به سبب اغتشاشى كه ميرزا قوام -
هامش
( 1 ) . كلمهء « نيل » كاملا خوانده نمىشود ، بطور قياسى نوشته شد .