تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دو سفرنامه از جنوب ايران ( فارسى ) — صفحة 78

مساهمون:

ص٧٨
و اصل تركيب بندر مزبور نزديك به مربع است و هر طرف از آن مربع‌ها چهارصد ذرع‌اند كه كل دورش يكهزار و ششصد ذرع است و جزيره در محاذى شهر واقع و مسمى به جزيره حله است و سمت درياى بندر مزبور را در زمان سلف بسيار محكم و بطور باستيان « 1 » فرنگان ساخته بوده كه آثارش حال مشخص است . و دور سه سمت ديگر را برج‌هاى بسيار بزرگ بر سر خاك‌ريزى كه پنج شش ذرع مرتفع است ساخته‌اند . و خرابى اين قلعه مضبوط هنگام نزاع كريم خان زند با مير محنى شده است . و بالفعل سواى خاكريز چيزى ديگر از آن باقى نيست . اگرچه اهالى آنجا مذكور ساختند كه مير محنى خود باعث احداث و احياى قلعه بندر مذكور شده است ؛ ليكن به عقل درست نيامد ، به علت آنكه طرح قلعه مزبور شباهت به طراحى و كارهاى فرنگان دارد و محتمل است كه هنگامى كه حضرات و لنذير متوقف جزيره خارك بودند امداد و كمك به مشار اليه كرده و از روى دستور - العمل آنها ساخته بودند . و كل بلوك حيات داود را مساوى بيست پارچه ده است و بيشترين از آن دهات را اسمى باقى است و مطلقا آبادى ندارد و اصل بندر ريگ كه قصبه اين بلوك است زياده از پنجاه خانوار نيستند و از هنگامى كه قلعه‌اش خراب شد مردمانش نيز متفرق شده‌اند .

وقايع بيست و هفتم شهر مزبور [ بندر گناوه و اطراف آن ]

بعد از حركت از بندر ريگ روانه محال بندر گناوه و مسافت اين راه
هامش
( 1 ) . باستيان يا باستيون به بناى مرتفعى كه در قلعه سازند و يا قلعه‌اى كه در آن اسلحه ذخيره كنند گفته مىشود .