تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دو سفرنامه از جنوب ايران ( فارسى ) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
تپه‌ها يك طرف پايش درون درياست و اين طرف مرتفع است تا اصل بندر ريگ ، و در وسط تپه‌هاى مزبور چند درخت نخل و انجير و انار است ، و تپه‌هاى مذكوره از دور چنان مىنمايد كه در ميان آب واقع و گويا جزيره است . ليكن هنگام رسيدن نير اعظم به نقطهء اعتدالين حمل و ميزان كه آب دريا را نهايت ارتفاع است ، اطراف بعضى از اين تپه‌ها را آب فرو مىگيرد و جزيره مىشود و چون آب دريا به مرور روى به قصور مىآورد به حالت اول برقرار مىشود . و در انتهاى تپه‌هاى مزبور راه داخل غورى مىشود كه گذشتن سواره از آنجا خالى از اشكال نيست . زيرا كه هنگام امتداد آب مانع از عبور است . و هنگام جزر سطح زمينش چنان گل مىشود كه اسب در گل فرو مىرود و لا بدا بايد از دور اين غور عبور نمود . و اصل بندر ريگ جزو بلوك حيات داود « 1 » و زير حكم شيخ احمد خان برادرزاده مرحوم شيخ عبد الرسول خان است و بلوك حيات - داود هم جزو معاملات شيخ نصر خان حاكم بندر ابو شهر است . و اصل بندر ريگ ميانه دو غور واقع كه يكى مسمى به « غوراوله » و ديگرى موسوم به « غورجزيره » است . و چه نيكو بندر مستحكمى مىبود اگر هنگام جزر آب اين غورها كشيده نمىشد ، به علت آنكه آب دريا كه در بيست و چهار ساعت شبانروز دو دفعه جزر مىشود و كشتى و بغله‌هائى كه در آنجاست در گل مىماند . و اگر آبش كشيده نمىشد بهتر از بندر ابوشهر بود ، زيرا كه از باد و طوفان محفوظ است ، و آب و هوايش نيز به مراتب شتى برترى از بندر ابوشهر دارد . و سواى آب خارج شهر در اصل معموره بندر مزبور آب سرد شيرين گوارائى است كه گذران اهالى آنجا و ساكنين آن حدود از آن آب است .
هامش
( 1 ) . در اصل همان تلفظ عاميانه « حيا داود » همه‌جا ذكر شده است .