تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دو سفرنامه از جنوب ايران ( فارسى ) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦
جو است ، كه در اواسط برج حمل آن جوها را حصاد مىنمايند و تخمينا تخمى سيصد تخم عمل آن است . و اين عمل در صورتى است كه باران زياد بيايد و ملخ هم نباشد . و حاصل نخيلات آنها بسيار اندك بود ، بلكه مطلقا نداشت . سبب آن را از اهالى آنجا مستفسر شدم . مذكور ساختند كه موشان به بالاى درختان نخل مىروند و در اصل پنيرك بچه مىكنند به اين سبب بار نمىدهند و خرما نمىشود و مىگفتند كه چارهء موشان مشكل بلكه محال است .

وقايع بيست و پنجم لغايت بيست و ششم [ بندر ريگ - بلوك حيات داود ]

بعد از حركت از عسكرى روانهء بندر ربگ و يك روز در آنجا متوقف ، و آنچه به نظر رسيد مسافت اين راه شش فرسنگ تمام است . و چون رودخانه مزبور را پلى نيست و آبش بىنهايت و بسيار است و بايد از گذار رودخانه عبور نمود و به فاصله دو فرسنگ و نيم از عسكرى بعد از گذشتن از قريه مسمى به « قلعه صحران » و قريه « كيوابين » رودخانه‌اى است كه آبش شور و موسوم به رود شور است ، و در دهنه رودخانه مذكوره لنگرگاه بغله‌هاى كوچك است . و اين لنگرگاه مخصوص بردن غله از بلوكات رود حله و شبانكاره به سمت درياست و اين رودخانه را هم پلى نيست بايد از وسط آب عبور كرد و گاه مىشود كه آبش چندان طغيان مىنمايد كه امكان عبور از آنجا نيست . و از كناره اين رود الى اصل بندر ريگ كه مساوى سه فرسنگ و نيم است تمامت اراضيش غير ذى زرع و كوير است . و به فاصله يك فرسنگ از رودخانهء مذكور سمت چپ راه كه كناره درياست الى نزديك بندر ريگ تپه‌هاى ريگ است كه آن
دو سفرنامه از جنوب ايران ( فارسى ) — صفحة 76 | سيد على آل داوود