تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دو سفرنامه از جنوب ايران ( فارسى ) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
و تمامى اطراف كوه قلعه مزبور نخلستان و به قدر سيصد چهارصد خانوار در آنجا ساكنند . اين اوقات مطلقا آبادى نيست . به - علت آنكه قلعه مزبور به تصرف شيخ سياره بود ، و به سبب آنكه جزو لارستان است بيگلربيگى با قشون رفته بود كه از شيخ سياره انتزاع كنند و مدت جنگ و محاصره به طول انجاميده بود و رعاياى آنجا تفرقه شده فرار كرده بودند .

وقايع نوزدهم شهر مزبور [ بندر شيو ]

بعد از حركت از بهده روانه بندر شيو و مسافت اين راه كه مستقيم به بندر مزبور مىرود چهار فرسنگ تمام و تمامت راه را بايد به‌طور مارپيچ از وسط كوه‌ها گذشت ، و بسيار سنگلاخ و مشكل كه عبور كاروانيان و قوافل از آنجا محال است . اگرچه تمامت اين راه چهار فرسنگ است ليكن چنان صعب و مشكل است كه كمتر از شش ساعت نمىتوان راه را بريد و مطلقا آب در آنجا نيست و آب‌انبار به هيچ وجه نداشته و ندارد و عبور از اين راه هنگامى است كه بخواهند با سرعت تمام قشونى به بندر شيو بفرستند . چون تفنگچيان پياده هستند زود مىروند ، و الا سواره مشكل است . و اصل اين راه چنان گرم است كه كم كسى از شدت حدت گرما درين راه سالم كرده است و هوايش از جميع بنادر و سواحل گرمسير « 1 » گرم‌تر و حدتش زيادتر است . زيرا كه تمامت راه را از وسط كوه‌ها بايد بطور مارپيچ رفت و جميع كوه‌هاى آنجا سنگ و بدون اشجار و
هامش
( 1 ) . اين كلمه در نسخهء مجلس نيست .