خاشاك است و آفتاب كه بر آن سنگها مىتابد اشتداد گرمى آنجا زياده مىشود و مكرر اتفاق افتاده كه عابرين از حدت گرما غش كردهاند . و اگر كسى در عرض اين راه بىحال شود ، يك قطره آب پيدا نمىشود كه تسكين حرارت نمايد .
و بندر شيو در جائى واقع شده كه فاصله آنجا از زنجيره كوه به - قدر يك تير پرتاب و در كناره دريا تپهء بلند واقع است كه سمت درياش راست و بطور ديوار بريده است و در تحت تپه مزبور بندر كوچكى است كه تركيب آن مانند نعل اسب است و خط تنگى در محاذى بندر مزبور به زير آب دريا كشيده شده است كه عبور كشتى حتى كشتىهاى كوچك از آنجا ناممكن بوده ليكن سكنه اين بندر ميان اين خط سنگى را در زير آب مانند نهر آب بريدهاند كه بكارههاى آنها عبور مىنمايند و زياده از يك كشتى كوچك از آن بريدهگى نمىتوانند بروند ، و به جهت محافظت و محارست بندر مذكور يك برج مربع بر قله تپه مذكور ساختهاند ، كه زياده از بيست نفر تفنگچى در آنجا ساكن نيستند و دو قلعه جديد مربع به حوالى غور بيگلربيگى بنا كرده كه يكى سمت جنوب و ديگرى سمت شمال است ، و هر سمت از آن ديوارها پنجاه ذرعاند و متصل است يك سمت قلعهها به تپه و قلعه سمت شمالى تمام و جنوبى ناتمام بود . و از محسنات بندر شيو اين است كه الى كناره دريا آب شيرين يافت مىشود . و هر طرف بندر مزبور كه چاه آب است اينقدر دور نيست كه گلوله تفنگ برسد و درون قلعه شمالى دو چاه آب شيرين است كه شرب ساكنان آنجا از اوست .
و هواى اين بندر حدتش يكصد و ده درجه است و اين هوا هواى تب و لرز است و دو روز قبل از رسيدن به اين بندر اهالى آنجا
دو سفرنامه از جنوب ايران ( فارسى ) — صفحة 114
مساهمون: سيد على آل داوود
ص١١٤