اين راه چهار فرسنگ تمام و تمامت راهش هموار و مسطح و در وسط دو زنجيره كوه واقع كه فاصله كوهها از يكديگر زياده از يك فرسنگ نيست ، و حدت هوايش ياد از هواى دوزخ مىدهد . و درين راه اشجار نخل و گز بسيار است و نيز دهات بسيارى در زنجيره كوهها واقع و همگىآباد و معمور . و اصل جمعيت گاوبندى مساوى سيصد خانوار و سرحد سه بلوك واقع شده يكى تميمى و مالكى و ديگرى گلهدار و ديگرى لار ، ليكن قريه مذكور از محالات لار و زير حكم بيگلربيگى لار است و قلعه نيز در آنجا واقع كه محل سكناى مستحفظين و تفنگچيان بيگلربيگى است و در وسط اين دشت رودخانهء خشك وسيع بزرگى است كه هنگام نزول رحمت الهى سيلاب در آن جارى مىشود . و از عرض رودخانه مذكور مىتوان فهميد كه هنگام طغيان آب چگونه سيلابى در آن جارى مىشود . و به سبب آنكه سطح زمينش به سمت دريا سراشيب است و آب تمامت اين كوهستان و دشت در آن جارى و داخل دريا مىشود .
و درين فصل كه موسم بهار بود مطلقا آبى در آنجا نبود ، سواى آبى كه از چاهها كشيده ، اهالى آنجا گذران مىنمودند . و حاصلى سواى حاصل نخيلات در آنجا يافت نمىشود . و رودخانه مذكور چون قدرى عميق است ، هنگام جزر و مد فرو مىگيرد آب دريا تمامى اين سه فرسنگ رودخانه را و درين هنگام از حوالى دريا نمىتوان عبور نمود به علت آنكه گذارى ندارد ، از اين جهت عبور نمىشود . و قريه گاوبند جزو بلوك شبكود من محالات لار است . و از اصل گاوبندى راه دو رشته مىشود كه يكى از سمت جنوب از زنجيرههاى كوه مسمى به وريق به بندر شيو مىرود . و راه ديگر از سمت ميان شمال و مشرق از زنجيرههاى كوه مسمى به چاه كومان و عقبهء مشهوره
دو سفرنامه از جنوب ايران ( فارسى ) — صفحة 110
مساهمون: سيد على آل داوود
ص١١٠