متاع كشتىها را به دوش كشيده مىآورند .
اين جاننثار به شيخ خلفان خان گفتم كه چرا ديوارى از سنگ و آهك به درون دريا نمىسازيد و قدرى گل ته دريا را برنمىداريد كه كشتىهاى كوچك بتوانند نزديك آيند كه با اين گونه زحمت و مرارت بار كشتىها را خالى ننمائيد ؟ جواب داد كه از قوه ما رعايا به فعل نمىآيد و استطاعت نداريم كه چهار صد پانصد تومان مخارج اين فقره نمائيم . اين كار را بايد امناى دولت قوى شوكت بكنند كه از ما ماليات مىگيرند و حقيقت قوه و استطاعت مخارج آن را ندارند زيرا كه بغله بسيار بزرگ خوبى كه قيمت آن به قدر سه هزار تومان بود و مال شيخ معلوم مىبود به جهت جزئى مخارجى در كناره دريا بيكار افتاده بود . و مخارج آن حسب التخمين زياده از يكصد تومان نبود .
اگر قوه و استطاعت مىداشتند همان كشتى را درست مىنمودند ، كه هر ساله منافع زيادى از كرايه آن به جهت آنها حاصل شود . و درين فصل كه اواسط تحويل نير اعظم به برج ثور بود ميزان هواى اين بندر در حين صلواة ظهر در سايه يكصد درجه مىبود .
وقايع چهاردهم شهر مزبور [ بندر نابند ]
بعد از حركت از عسلويه روانه بندر نابند و مسافت اين راه چهار فرسنگ تمام و حدت هوايش پنج درجه اشد عسلويه و ضابطش عبد اللّه مبارك نواده شيخ خلفان خان است و مشار اليه از شيخ خلفان خان ياغى و راه خودسرى پيش گرفته بود و تمامت اين راه وادى غير ذى ذرع و صاف و هموار و مسطح و بعضى اراضى آنجا سبز و چمن و به فاصله يك فرسنگ و نيم از كناره دريا نخيلات است كه تمامى آن نخيلات با نظام كشيده شده است به پاى كوههاى گلهدار .