وقايع پانزدهم شهر مزبور [ قريهء كره ]
بعد از حركت از بندر نابند روانه قريهء « كره » و مسافت اين راه سه فرسنگ تمام و راهش صاف و هموار و آباد و معمور و دهات بسيار و نخيلات بىشمار در عرض راه واقع و هوايش در غايت گرمى و طعنه بر اعتدال هواى دركات جحيم مىزند . و اصل راه را مىبايد از وسط اين دشتى گذشت كه آن دشت مساوى دو فرسنگ و ميانه دو زنجيره كوه واقع شده . به اين طريق كه كوه سمت شرقى متصل به گلهدار و كوه سمت غربى متصل به كناره درياست . و در وسط اين رودخانه خشكى است كه هنگام نزول رحمت الهى سيلاب در آن جارى و حوالى بندر نابند داخل دريا مىشود .
و تمامى جمعيت قريهء مذكوره طايفهء تميمى و مالكى هستند .
و ضابط آنها شيخ سياره است و سابق براين شيخ سياره از جملهء عاملين و مباشيرين شيخ خلفان خان بوده و حال به جهت طايفه تميمى و مالكى كه به مشار اليه متحد شدهاند مخالف شيخ خلفان و زورش زياده از آن است . و عبد اللّه مبارك هم با شيخ سياره اتحاد دارند و هر دوى آنها مخالف و دشمن شيخ خلفان و على الدوام با يكديگر در مقام مجادله و منازعه هستند و شيخ خلفان و شيخ سياره هر دو مسن و كامل و ناخوش احوال مىباشند . يكى بىبنيه و چشمش معيوب و ديگرى ناخوشى سينه دارد .
وقايع شانزدهم شهر مزبور [ محال گاوبندى ]
بعد از حركت از قريه « كره » روانه محال گاوبندى و مسافت