تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دو سفرنامه از جنوب ايران ( فارسى ) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩
راه داخل تپه‌هاى خاكى مىشود كه عبورش اندك مشكل و بر عابرين سخت است . و اصل بردستان در وسط دو كوه ميانه دشتى كه عرضش دو فرسنگ است واقع و كوه‌هاى بلوك دشتى محاذى بردستان ختم مىشود . و سمت شرقى بردستان زنجيره كوه تازه نمايان كه آن طرفش به كوه گله‌دار است . و غورى در وسط آن دشت واقع كه مسمى به غور بردستان و سرحد بلوكات گله‌دار دشتى است و اين غور متصل به درياست . و طول غور مزبور الى دريا مساوى پنج فرسنگ است . و آب دريا هميشه در آن غور هست و هنگام نزول رحمت ايزدى آب - هاى كوهستانات آن نواحى سيلاب شده از وسط همين غور داخل دريا مىشود . و ضابط بلوك دشتى حاجى خان ولد مرحوم جمال خان دشتى است . و هفتاد پارچه ده درين بلوك واقع و همگى آباد و معمور و اگر حاجى خان بخواهد جمعيتى از اين بلوك جمع نمايد به قدر پنج هزار تفنگچى مستعد شجاع مىتواند جمع بكند . و از روزى كه اين جان‌نثار داخل اين بلوك شدم نه خانه نشيمن دادند و نه بلد ، و همه‌جا همان حكايت كلاه قاجارى و خوف از آن بود . و حركت حاجى خان كه مهتر ايشان است اگر مانند حركت و رفتار كدخدايان و رعاياى اين بلوك باشد مىتوان گفت كه ياغى طاغى هستند .

وقايع هشتم لغايت نهم شهر مزبور [ بندر كنگان ]

بعد از حركت از بردستان روانه بندر كنگان و يك روز در