بعد از گذشتن از قلعه كلاه الى كوكان كه مساوى پنج فرسنگ است پنج قريه مخروبه است كه مطلقا آبادى ندارد . و به سبب عداوتى كه فيما بين تنگستانى و دشتى مىباشد حضرات تنگستانى قراء خمسه را چپاول كرده و خراب نمودهاند و كل كناره و ساحل دريا بطور مارپيچ واقع شده به اين معنى كه بعضى مكانها دارد كه به تركيب غور واقع شده و بعضى از منازل هست كه از لب آب دريا مىتوان به منزل ديگر رفت ، حتى اينكه اگر در مكانى كوه يا تپه باشد از درون آب دريا مىتوان عبور نمود .
وقايع پنجم شهر مزبور [ محال بردغان - دهات ثلاثه ]
بعد از حركت از كوكان روانه محال بردغان و مسافت اين راه چهار فرسنگ تمام است . و هنگام حركت از كوكان نصف راه اندك ميل به مشرق و نصف ديگر به مغرب مىرود . و به فاصله يك فرسنگ از كوكان بايد راه را از دهات ثلاثه موسومات به زيارت و برمسار و كردوان گذشت . و اصل ده زيارت در سر راه واقع است و اين ديهات من البدايه الى النهايه هركدام دركى است از دركات سقر ، و مضمون :
« وَ ما أَدْراكَ ما سَقَرُ ، لا تُبْقِي وَ لا تَذَرُ »
« 1 » در آنجا ظاهر است . و زيارتش به تقريب آن گويند كه دوزخيان بايد از ابواب سبعه در آمده آنجا را زيارتگاه سازند .
و آن دو ده ديگر قدرى از راه دور و در دامنه كوه مسمى به « مند » كه اواخر كوههاى تنگستان است واقع و به فاصله يك فرسنگ و نيم از زيارت راه داخل رودخانه مسمى به « مند » مىشود ، و رود -
هامش
( 1 ) . آيات 27 و 28 از سورهء مدثر .