تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دو سفرنامه از جنوب ايران ( فارسى ) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
دشمن سمت شمال آنها شيخ بوشهر و بوشهرى است ، و دشمن سمت جنوب و مشرق آنها حاجى خان ضابط دشتى و اهالى دشتى است . به جهت اينكه اطراف آنها را دشمن فرو گرفته و على الدوام در نزاع و جدالند ، لا محاله شجاعت پيشه و شرارت انديشه و هميشه مستعد و آماده حرب‌اند .

وقايع سيم شهر مزبور مطابق اودئيل [ بندر تيخور ]

بعد از حركت از قريهء « باشى » روانه « تيخور » و مسافت اين راه چهار فرسنگ تمام و راهش به مثابه راه منزل روز گذشته است . و اكثر زراعت آنها پياز است و هوايش طعنه بر اعتدال هواى دوزخ مىزند . و حدت حرارت آن جگر را آب مىكند ، گويا مضمون آيه و انى هدايه :
« نارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ ، الَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ »
« 1 » مصدق احوال آنجاست . و حوالى دهات كناره دريا نخيلات بسيار است ، و درختان انجير بسيار بزرگ نيز در آنجا واقع كه از دور چنان مىنمايد كه گويا درخت گردكان است . و اطراف تمامى درختان انجير را بوته‌هاى خار مغيلان گذارده كه اگر احيانا از نهضت ريح عاصف دانهء انجيرى فرو افتد كس نتواند برداشته تناول نمايد ، يا آنكه بهائم را ممكن خوردن نشود و در محوطه و كمرگاه كوه‌هاى آن حدود خانه خرابه چند است كه از خشت ساخته بوده . و خانه‌هاى مذكوره محل سكناى طايفه مجوسيه بوده . و هنگام عبور از اين بنادر هر قدر تفحص
هامش
( 1 ) . آيات 6 و 7 از سورهء همزه .