تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دو سفرنامه از جنوب ايران ( فارسى ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
آنكه تمامت انهار و رودخانه‌ها عميق و به آب دريا ترازو است . و اصل قصبه تنگستان قلعه‌اى است كه موسوم به ليلك است و سابق براين بسيار محكم و خندقش عميق بوده و حال مخروبه و محل سكناى باقر خان ضابط آنجاست .

وقايع دوم شهر مزبور [ قريهء باشى ]

بعد از حركت از ليلك روانه قريه « باشى » و مسافت راهش پنج فرسنگ تمام و تمامت اين راه و صحرا از دامنه كوه الى كناره دريا نشيب و فراز است . و حوالى دريا تپه‌هاى ريگ بسيار است و زراعت اهالى آنجا گندم و جو و پياز است كه از راه دريا به جزيره خارك و محمره مىبرند . هوايش بىنهايت گرم و در آن قريه بدن از حدت حرارت ماش بيرون مىريزد ، و گرمى آنجا به مراتب اشد از تنگستان است و مضمون آيهء كريمه :
« فَسَوْفَ يَدْعُوا ثُبُوراً وَ يَصْلى سَعِيراً »
« 1 » درين سراى به ظهور مىرسد . الحق عجب آتشخانه‌اى است . و كل ساكنين آنجا از سه فرقه خارج نيستند كه يك فرقه آنها زارع و رعيت‌پيشه و يك فرقه ديگر ماهىگير و فرقه ثالث چوپانند ، و تمامت اين مردم شجاع و دلير به نظر مىآيند . ظاهر اين است كه شجاعت جبلى ذاتشان باشد ، و على الدوام مسلح و مكمل به حراست و محافظت خود مشغولند . به سبب آنكه آنها را دو دشمن قوى است كه سابق برين با آنها خونى بوده و حال هم به همان حالت باقى و مستقيم‌اند .
هامش
( 1 ) . آيهء 12 ، سورهء انشقاق .