تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 603

مساهمون:

ص٦٠٣
قبول نمايند و گويند از سه گره ، اول خاك سيستان است . از نصرت‌آباد كرمان تا سه گره چهل فرسخ مسافت است در حقيقت بنده و شما چهل فرسخ مسافت در عرض از مملكت خود خارج جزء افغانستان نموده‌ايم . خامسا - زمان مأموريت گفت‌وگوى تقسيم و نصف كردن نبود . از جانب اولياى دولت حكم شده كه بنده و شما با مأمورين دولت انگليس آمده ، تحقيق سرحد را نموده و نقشهء سيستان را كشيده به دار الخلافه خدمت اولياى ابدمدت ببريم به هر نوعى كه خود صلاح و مصلحت دانند قرار آن را بدهند . مذكور داشت كه زمان مأموريت اولياى دولت از كرمان و خاك قاينات و سيستان اختيار اين مملكت را به عهدهء من واگذار فرمودند . حال به قواعد پلتيك خود به هر نوعى مصلحت مىدانم رفتار مىنمايم . به احدى رجوع ندارد . برخاستم به منزل خود رفتم . » « 1 » باز ذوالفقار مىنويسد : « يوم سه‌شنبه 26 شهر ذوالقعده وارد شهر زاهدان شديم و مورد استقبال امير قاين قرار گرفتيم . ذوالفقار از بىمهرى و كم‌محلى ميرزا معصوم خان شكوه كرده است كه به هيچ‌وجه حاضر به همكارى با وى نبوده است « 2 » به طورى كه در قلعهء كوهك مانع نقشه‌بردارى وى شده است و موضوع را با ميرزا معصوم خان درميان مىگذارد و حاصل آن گفت‌وگوئى است كه بين آنها رخ مىدهد : « . . . در بين راه ملاقات نموديم . فرياد زد مأمور مخصوص من هستم يا شما . گفتم شما . فرياد كرد كه به ايلچىگرى من آمده‌ام يا شما . گفتم شما . درميان آن همه جمعيت متصل فرياد مىكرد كه همشيره‌زادهء وزير من هستم يا شما . گفتم شما . گفت بيرق من آورده‌ام بزنم يا شما . گفتم شما . گفتم آنچه فرموديد همه را مىدانم صحيح است . كسى در اين فقرات حرفى ندارد . حال تقصيرى كه از بنده سر زده است كدام است . . . در جواب گفت روزى كه مأمور شدم از كرمان و سيستان و قاينات ، اختيار كلى به من داده‌اند كه اگر بخواهم مىتوانم حاكم را عزل كنم . مىتوانم كه تمام اين ملك سيستان را به دولت انگليس واگذار نمايم . گفتم مختاريد هرچه مىخواهيد بكنيد . بنده مدعى نيستم . حال گناه و تقصير بنده را بفرمائيد . گفتند چرا بدون اذن من به نقشه‌كشى رفتى . گفتم حاصل سفر بنده و شما چهار ورق نقشه مىباشد . كشيدن نقشه
هامش
( 1 ) . جغرافياى نيمروز ، ص 53 - 54 . ( 2 ) . همان ، صص 84 ، 85 ، 86 و 87 .