تعلّق به خان معزّى اليه دارد ، خيال ديگرى نداشته و از اين كمترين نهايت دلخورى را دارد كه مساعدتى در پيشرفت اين منظور با مأمور مشار اليه نتوانست ظاهر نمود . « 1 »
در همين منبع نسبت به هشدارهاى پىدرپى ميرزا معصوم خان انصارى تأكيد شده است كه هشدارهاى او به گوش اولياى دولت ايران فرو نرفت و مجبور به پذيرفتن نظريهء گلد اسميد در تهران شدند كه با حمايت وزير مختار وقت بريتانيا در تهران همراه بود .
در مورد ميرزا معصوم خان چنين آمده است : « اعتراضات او يعنى ميرزا معصوم خان انصارى نمايندهء دولت ايران در كميسيون مرضى الطرفين به اوج خود رسيد . وى به مأموريت گلد اسميد در سيستان شديدا بدبين بود و در يادداشتهاى فراوانش به دولت ايران پافشارى مىكرد كه گلد اسميد در نظر دارد همهء سيستان را به افغانستان بدهد . » « 2 »
و باز دربارهء ميرزا معصوم خان چنين آمده است : « ميرزا معصوم خان پس از عبور از بلوچستان و ورود به خاك سيستان خود را به سرعت به امير علم خان سوم خزيمهء حشمت الملك اول امير قاينات و سيستان رسانيد و او را از ترديدهاى خود نسبت به مأموريت گلد اسميد آگاه ساخت « 3 » . امير اعلم خان نيز تا توانست در كار كميسيون گلد اسميد كارشكنى كرد و در نصرت آباد كه خود بنا كرده بود و بعد زابل نام گرفت ميرزا معصوم خان انصارى را در يكى از بناهاى مجلّل خود سكونت داد و ژنرال گلد اسميد و همراهان انگليسى او را به ساختمانى مختصر منتقل ساخت و اجازه نداد نمايندهء افغانستان در كميسيون داورى مرزى و سرپرست يا مشاور او ژنرال پولاك وارد خاك سيستان شوند . « 4 » به طورىكه گلد اسميد در گزارشى از نمايندهء دولت ايران يعنى ( ميرزا معصوم خان ) شكايت كرد « 5 » . بر اثر شكايت گلد اسميد پس از چندى حشمت - الملك از حكومت سيستان معزول گرديد و از ميرزا معصوم خان هم ديگر نام و نشانى در جائى برده نشد . « 6 » بهجاى ميرزا معصوم خان ، ميرزا ملكم خان
هامش
( 1 ) . همان به نقل از كتاب يكصد سند تاريخى . تأليف ابراهيم صفائى ، تهران ، 1354 .
( 2 ) . تاريخ معاصر ايران . شمارهء 12 ، ص 56 .
( 3 ) . همان ، ص 60 .
( 4 ) . همان ، ص 60 .
( 5 ) . همان ، ص 61 .
( 6 ) . همان ، ص 62 .