سنگ و گچ بنا شده و درخت خرما و نارنج و ساير مركبات در خانهها مىكارند . در سمت چپ جاده در طرف مغرب باغ نظر واقع شده كه درختهاى مركبات كهن سال و نخيلات زياد دارد . ولى عمارت آن خراب است . قسمت شرقى شهر كازرون در جنگ بين ناصر ديوان « 1 » كه يكى از خوانين محلى است به كلى خراب شده و چون داخل شهر را مجال نشد ببينيم اگر در مراجعت مشاهده كردم مشهودات خود را خواهم نوشت .
شب را در كاروانسرا نزديك شهر پشتبام مانده تخممرغ و خرما خورده خوابيديم . صبح زود من رفتم حمام . موتورها خراب و « لنس » هاى آنها سوخته بود .
بنابراين هيچ احتمال داده نمىشد بتوانيم امروز حركت كنيم . زيرا وسايل اوتوموبيل و اسباب آن در كازرون پيدا نمىشد . من رفتم حمام . به فاصلهء نيم ساعت ياور امير حسين خان فرستاد كه بيائيد برويم . زود از حمام به فاصله نيم ساعت بيرون آمده معلوم شد آصف الملك با اوتوموبيل مىرود به برازجان براى ماليات برازجان ترتيبى بدهد . دو نفر از آدمهاى او را پائين آورده من و امير حسين خان سوار شده حركت كرديم .
از كازرون پائينتر بلوك شاپور در طرف جنوب واقع شده و رودخانهء شاپور نيز از آنجا عبور مىكند ، ولى سر راه نيست و راه همهجا صاف است تا مىرسد به تنگ تركان كه سابقا راه از پائين دره بوده و حاليه از بالاى كوه درست كرده [ اند ] و فوق العاده خطرناك [ است ] و راه آن غالب نقاط آن از دو طرف پرتگاه دارد . در پائين اين گردنه قهوهخانهاى است و از آنجا جلگهء كمارج شروع مىشود .
كمارج قريهء كوچكى است . تقريبا سى خانوار [ و ] در وسط جلگه [ است ] و در اين نقطه حتى در بيابان به اندازهاى زنبور درشت خرمائى زياد بود كه مزاحمت مىدادند . از انتهاى جنوب غربى اين جلگه كتل رودك شروع مىشود .
كتل رودك نيز از معبرهاى سخت و خطرناك و طول آن تقريبا متجاوز از دو فرسخ است . در بين كتل اوتوموبيل خراب شد . پياده راه افتاديم . در اثناى راه به يك نفر انگليسى و يك زن ارمنيه از اهالى اصفهان كه همراه او بود برخورديم . چون در اين نقطه قدرى راه وسعت داشت گفتيم اوتوموبيل خودشان را نگاه دارند كه اوتوموبيل برسد در اين نقطه ، رد بشود . اتومبيل مزبور را نگاه داشت و متجاوز از
هامش
( 1 ) . اصل : ناصر الديوان .