و بيشتر از هر درختى بلوط است . درخت ياس و پستهء كوهى و زالزالك و غيره هم يافت مىشود . در پائين گردنه به فاصله كمى دو قهوهخانه ديده مىشود .
انتهاى كتل پيرهزن به دشت برم منتهى مىشود و اين دشت تمام جنگل بلوط است و دو قهوهخانهاى كه در فوق اشاره شد در اين دشت واقع شده و اين دشت منتهى مىشود به اول كتل دختر .
راه از دشت برم تا انتهاى آن خوب است . بعد به طرف مغرب متوجه شده با يك شيب ملايمى باز راه خوب است تا مىرسد به مقبرهء پيرى كه راهدارخانهاى در محاذات آن بنا شده . ولى در چادر اجزاء راهدارخانه زندگى مىكنند . در انتهاى دشت برم همانجا كه راه به طرف مغرب متوجه مىشود در بالاى تل يك قلعه كه ژاندارمرى سابق بنا كرده موجود و محل امنيه است . پائين آن هم يك آبانبارى بنا كردهاند كه در زمستان از آب باران پر مىشود . و مقبرهاى كه هست مرقد شيخ ابونصر و يك اطاق گنبددار با سنگ و گچ ساختهاند .
از دشت برم كه گذشتى جنگل را تمام شده بايد دانست . زيرا بعدها هرچه ديده مىشود عبارت است از اراضى و كوهستان بوتهدار كه در بعضىجاها درختهاى كنار و ياس زرد ديده مىشود . ولى درخت بزرگ ندرتا يافت مىشود ، مگر تكتك .
بعد از يك دو پيچ كتل دختر شروع مىشود كه به مراتب سختتر از كتل پيرهزن است و در اينجا هم بايد يك سلسله كوه را صعود كرد و نزول نمود و روى همرفته وقت رفتن به سمت بوشهر فراز آن كمتر و همهجا بايد سرازير رفت و خيلى خطرناك است . زيرا كه راه باريك و تمام پرتگاه و داراى پيچهائى [ است ] كه براى اوتوموبيل خيلى خطر دارد .
اوتومبيل ما در انتهاى كتل پيرزن ترمز نداشت و « لنس » آن سوخته بود . به طورى كه در يك نقطه شوفر مجبور شد كه اتومبيل را به كوه زد . زيرا چنانچه مىراند علاوهبراينكه چند نفر كه در جاده بودند و مالهاى چاروادار زياد بود محو مىشدند راكبين هم دچار خطر مىشدند . نزديك قهوهخانهء پائين كتل « لنس » آن را عوض كرديم ولى در فراز كتل دختر مجددا خراب شد .
من و ياور و ميرزا على خان پياده كتل را پيموديم و علامت راهى در آنجا بود كه منسوب به دورهء نادر مىكنند و درست مثل پلكانى كه براى صعود به يك مناره درست مىكنند با هزاران اعوجاجات بنا شده . در پائين كتل حال ضعف به من
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 547
مساهمون: ايرج افشار
ص٥٤٧