تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 552

مساهمون:

ص٥٥٢
« مبله » شده و چراغ‌هاى الكتريك متعدد داشت ، شام خورده و خوابيديم .

6 عقرب 1302

صبح به اميريه كه منزل ياور على اصغر رئيس گردان بنادر و دار الحكومه است رفتيم . اين عمارت دو مرتبه و خيلى مجلل در كنار دريا بنا شده و از بناهاى دريابيگى است . ناهار را در آنجا خورده پس از مختصر كارهائى كه داشتيم سه بعد از ظهر با اوتوموبيل به ادارهء گمرك رفتيم . عمارت گمرك بوشهر يكى از بهترين عمارات دولتى ايران محسوب مىشود . يك باركاس كوچك آتشى سوار شده رفتيم براى بازديد جهاز مظفرى . در آنجا چائى صرف شد . از آنجا رفتيم جهاز پرس‌پوليس . فقط از كشتيهايى كه دولت ايران در خليج فارس دارد همين دو تا است كه قابل توجه است . اما پرس‌پوليس به كلى خراب شده و قابل استفاده نيست . درحالىكه در دورهء خود از بهترين كشتيهاى دنيا بوده و آن را در « برمن » در 1884 ساخته‌اند و خيلى عالى بوده و روزى سيزده تومان مصرف زغال‌سنگ دارد . اما جهاز مظفرى فوق العاده ظريف و قشنگ و سالم است . آن را در بلژيك ساخته‌اند و فقط از قواى بحرى همين يك كشتى را دولت ايران دارد كه دو توپ . . . « 1 » ( توپ بحرى ) كوچك و دو توپ بحرى بزرگ دارد . يك عده عمله‌جات بحرى و ملاح و يك كاپيتان دارد . تمام كارخانه و سالونهاى فوقانى ، تحتانى و اطاقها و انبارهاى جهازات را تماشا كرده مقارن غروب مراجعت كرديم . رئيس و امير حسين خان و غيره رفتند گردش . من و ياور على اصغر خان رفتيم منزل گلشن . تا يك ساعت از شب گذشته آنجا بوديم . از آنجا رفتيم منزل نصر الدوله حكومت بنادر كه در آنجا دعوت داشتيم . شام مفصل باكنياك و شامپانى و ويسكى خورده شد و نطقى مبنى بر محبت از طرف نصر الدوله ايراد [ شد ] و امير حسين خان نيز نطق مختصرى كرد . ساعت ده به منزل آمده خوابيديم . ميرزا على خان و ساير همراهان وارد شده بودند .

7 عقرب

صبح آمديم اميريه ناهار آنجا بوديم . حكومت هم ناهار آنجا بود . بعد از ظهر
هامش
( 1 ) . يك كلمه ناخوانا . ظاهرا كلمه‌اى فرنگى است . در حدّى كه مىتوان خواند : يورد انضلت