- 2 - سفر بوشهر
روز پنجشنبه اول برج عقرب 1302
ابتدا رئيس و پس از يك ساعت من و ميرزا على خان و يك نظامى و حسن آدم رئيس با اتومبيل حركت كرديم . در جلوى نظاميه من با حسن خان نزاع كرده او را كتك زدم . نيم ساعت به غروب مانده به چنار راهدار رسيديم . به سردار عشاير صولت الدوله توسط رئيس معرفى شدم . اظهار خوشوقتى كرد . در اين نقطه يعنى در مقابل كاروانسراى چنار راهدار يا در مقابل پوزهء چنارراهدار سردار عشاير اردو زده است . غالبا از خوانين قشقائى همراه او بودند . بيست و پنج چادر زده شده بود . روحانى هم آنجا بود .
عصر يعنى مقارن غروب رفتيم به كاروانسراى چنارراهدار . اين كاروانسرا عموما از سنگ و خيلى محكم ساخته شده است . بناى آن منسوب به مشير الملك شيرازى [ است ] . يك پل سنگى كه داراى چهار چشمه است نزديك به كاروانسرا ساخته شده كه آن هم منسوب به مشير الملك است و آب آن چشمه كه خيلى قليل است از زير آن مىگذرد .
شب مهمان سردار عشاير بوديم . ويسكى و عرق و كباب آوردند . صرف شد .
شام هم خورديم . با اينكه غذاهاى آن عموما از شيراز بهتر بود معذلك نمىتوان قائل شد كه غذاهاى آن خوب باشد .
از چنار راهدار به بعد تا ده شيخ دو پل سنگى يك چشمه وجود دارد . ده شيخ عبارت از بقعهاى است كه با سنگ و بهطور استحكام براى پست در زمان