تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 545

مساهمون:

ص٥٤٥
سابق ساخته‌اند . دو گردنهء كوچك هم يكى قبل از ده شيخ و يكى بعد از ده شيخ ديده شد كه در هردو جا ناچار از اوتوموبيل پياده شده و آن را با زور بالا برديم . از گردنهء دوم كه گذشتيم مىرسد به تل دزد . يك چاه آب و چهار نفر امنيه بود . بالاى تپهء مرتفعى يك قلعه از سنگ سابقا ژاندارمرى بنا كرده كه حاليه عمارت آن خراب و غير مسكون است . در دو ميلى خانه زنيان اوتوموبيل خراب شد . من پياده به آبادى رفتم چند نفر را فرستادم رفتند كمك كردند و اتومبيل را آوردند به خانه زنيان . خانه زنيان واقع است كنار رودخانهء قراآغاج كه در اين نقطه از شمال به جنوب جريان دارد و يك قريه‌اى است داراى چهل خانوار مركب از خانه‌هاى كوچك و كثيف ، و يك كاروانسراى سنگى كه آن هم خيلى خرابى دارد پهلوى آن واقع شده . اين ده متعلق به امام جمعهء شيراز است و كدخداى آن مشهدى محمد است . به فاصلهء كمى پائين‌تر يك كاروانسراى بزرگ سنگى خوب كه از بناهاى مشير الملك واقع شده و دهكدهء خطيرى نيز مجاور اين كاروانسرا است [ با ] پانزده خانوار . در دره‌اى كه مسير رود قراآغاج است درخت زياد سبز شده و مثل جنگل است . كوهستان و اراضى نيز تماما بوته‌زار است . آب رودخانهء قره‌آغاج مختصر تلخى دارد . وصل به خانه زنيان يك پل سنگى هفت چشمه از بناهاى مشير الملك روى قراآغاج بنا شده است . يك پل هفت چشمهء سنگى هم بين دشت ارژن و خانه‌زنيان از بناهاى مشير الملك است . راه قريب دو فرسخ از ساحل قراآغاج عبور مىكند . تا دو ساعت و نيم بعد از ظهر در خانه زنيان مشغول درست كردن اوتوموبيل بوديم . در اين اثنا ياور امير حسين خان از دشت ارژن برگشت و مرا همراه برد . يك ساعت به غروب مانده رسيديم به دشت ارژن . اينجا جلگه‌اى است كوچك كه طول آن كمتر از فرسخ و عرضش كمتر از نيم فرسخ [ است ] و اطراف آن را كوه احاطه كرده و چون مدخل خارجى ندارد آب چشمه‌ها وسط جلگه جمع شده تشكيل چمن و بيشه داده است و در مواقع فيضان آب تشكيل درياچه در اين جلگه مىشود . سابق بر اين شير زياد در آنجا بوده ولى مدتى است كه نسل او را مقطوع