محمد تقى خان دو ساعت بعد از ظهر با اوتوموبيل حركت [ كرديم ] و آمديم باغ نواب . سرتيپ رفت پيش نصرت الدوله . يك دوربين مشار اليه به سرتيپ بخشيد . از آنجا سوار شده آمديم به حسينآباد . باغات مسجد بردى از دو ميلى شهر شروع شده ، در طرف يمين و يسار همين جاده يا در شرق و مغرب يا حسينآباد در قسمت شرقى تا نيم فرسخ در دامنهء كوه آنجا را اشجار و آبادى بههم متصل ، و دو ميل پائين حسينآباد كه يك قريهء كوچك هشت نه خانوارى است قريهء برين كه قريهء كوچكى است واقع و در طرف شرق جاده قريهء انجيرك و بالاى آن قصر قمشه يا جوشك كه منبع نهر اعظم در آنجا است و كوه بموكه شيراز در جلگهء آن كوه واقع شده از آنجا نمودار است و گردنهء قرهپيرى نيز از همينجا است و از اين راه به شيراز نيز مىروند و دهات اكبرآباد و كوشگ بىبىچه « 1 » از دور مشاهده مىشود .
روز شنبه 13
صبح من با آجودان پياده رفتيم حسينآباد . شير و تخممرغ خورده مراجعت كرديم . رئيس رفته بود شكار . من و آجودان و رئيس محاسبات با اسب سوار شده تا حوالى جوشك رفته مراجعت كرديم . شب در چادر سرهنگ سيف الله خان صحبت . . . « 2 » بود .
يكشنبه 14
صبح سيف الله خان به طرف جوشك [ رفت ] و عدهاى سوار با سرتيپ براى عمليات صحرائى از خط ديگر به حوالى جوشك عزيمت و مقارن ظهر مراجعت كردند . ياور امان الله خان و ميرزا على خان امروز . . . « 3 » آمدند . حالم خوب نبود .
هامش
( 1 ) . اصل : بيجه
( 2 ) . يك كلمه ناخوانا ( شايد : ماوزر ) .
( 3 ) . يك كلمه ناخوانا .