تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 542

مساهمون:

ص٥٤٢
مىرفتند . قدرى با رئيس صحبت كردند . معلوم [ شد ] در نتيجهء پيش‌آمدها نتوانسته است مقاومت كرده و از ترس اين‌كه مبادا اهالى تعقيب كرده صدمه‌اش بزنند استعفا كرده و مىرود . از آنها جدا شده آمديم سيوند . ناهار را خورديم باز لولهء بنزين اوتوموبيل خراب شد . قريب به دو ساعت معطل شديم تا درست شد . حركت كرده و در حوالى باغ لردى باز اوتوموبيل خراب شد . فى الحال اوتوموبيلى از شهر فرستاده بودند رسيد . من و سرتيپ سوار شده آمديم طرف شيراز . اوتوموبيل با ضرغام چهار ساعت از شب گذشته رسيدند . يك ساعت به غروب مانده رسيديم به باغ حاجى محمد مهدى . هيئت تجار رسم استقبال به عمل آورده و اهالى نيز كاملا شركت كرده بودند و تمامى به اين عقيده بودند كه سرتيپ امير لشكر و حكومت نظامى شده . تمام قواى نظامى و صاحب‌منصبان نيز حضور داشتند . يازده تير توپ در موقع ورود شليك كردند . رئيس سوار اسب با هيئت مستقبلين نيم ساعت از شب گذشته به شهر رسيدند .

محلات شيراز

1 - در شاهزاده 2 - ميدان شاه 3 - سردزك 4 - لب آب 5 - اسحق بيك 6 - دروازهء قصابخانه 7 - بالاكفت 8 - بيات 9 - آقا اولياء 10 - محلهء قوام

روز شنبه 12 ميزان

ساعت هشت صبح اردو به طرف دشت قمشه حركت كرد . من و ياور