تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 539

مساهمون:

ص٥٣٩
رفتم در ادارهء مباشرت مقدارى اشياء از بيست و پنج تير و فشنگ و لولهء كلت و غيره بود تحويل گرفته در صندوق دادم بستند . يك ساعت بعد از ظهر رفتم مهمانخانه ناهار خورده رفتم بازار قدرى گردش كرده آمدم دكان خياطى از آنجا مقارن غروب آمدم سمت منزل . اعظم السلطان كه امروز با اندرون صارم الدوله از شيراز وارد شده با منشىباشى و لطف الله خان آنجا بودند . ساززن و . . . « 1 » من رفتم در عمارت بالاى باغ قدرى كتاب خوانده خوابيدم .

چهارشنبه 19 سرطان

صبح رفتيم اركان حرب . از آنجا مراجعت كرديم منزل . اعظم السلطان و منشىباشى آنجا بودند . ناهار را در مهمانخانه خوردم . بعد از ظهر رفتم بازار . پنجاه تومان رئيس داد هشت ليره از قرار 65 / 4 و پانزده اشرفى از قرار هشتاد و پنج براى ايشان خريدم . بيست تومان هم از رئيس براى خودم گرفتم . عصر حسين خياط فرنج مرا آوردند . دوخته بود شصت و دو قران بابت اجرت فرنج و پيراهن و مخارجات آنها دادم . . . « 2 » . شب رئيس در باغ مهمان لطف الله خان بودند . اعظم السلطان و منشى باشى و مقوّم هم بودند . . . ساعت سه و نيم از شب رفته اثاث‌ها را در اتومبيل گذاشته رفتيم آنجا . صبح نيم ساعت قبل از آفتاب حركت كرديم . يك پسر كوچكى كه غلامحسين نام دارد و غيب مىگويد با خود برديم به سمت شيراز .

[ مراجعت به شيراز ]

5 شنبه 20 سرطان

صبح قبل از افتاب حركت كرده در قلعه شورلولهء بنزين عيب كرد . قريب يك ربع براى درست شدن آن معطل شديم . نيم ساعت به ظهر مانده رسيديم به قمشه . بالغ بر دو ساعت سوارى شده بود . لولهء بنزين را داديم جوش دادند و درميان يك دكان بقالى ناهار و چائى خورده قدرى خوابيده پس از آن حركت نموده شب مقارن
هامش
( 1 ) . چند كلمه مانده ( 2 ) . عباراتى مانده