فلانى همراه با مسلمانهاست و قصدش همراهى با اكراد است كه شماها را تمام نمايد .
مجددا چندين مجلس فراهم كرده از رؤساى ارامنه و امراء اروميه كه دولت ايران از زمان سلاطين صفويه تاكنون هميشه با ملت ارامنه مساعدت و همراهى داشته و خصوصا در اين چند سال مشروطيت ايران خدمات ارامنه را منظور داشته و دارد . مسلمان و ارامنه از براى دولت فرقى ندارد .
بعض از مفسدين غرضشان نفاق بين مسلمان و ارامنه است و نتيجهء اين كار هم جز قتل و غارت و تمامى شماها چيز ديگرى نيست . اينكه اشتباه مىنمايند من بر ضدّ ارامنه و همراه با اكراد و مسلمان هستم ، اگر اينطور بود در اين چند ماه كه به اروميه [ آمدهام ] شبوروز خودتان مىدانيد راحت ندارم و تلاش مىنمايم كه نقار بين شماها را بر طرف كنم . پس البته خوب دانستهايد كه اگر من هم مثل بعضى از مأمورين مقصودى داشتم با يكطرف از شماها همراهى مىكردم و به اين جدّيت اصرار در اصلاح بين شما و اكراد نمىداشتم . چرا بايد جوانان عزيز شما كه تبعهء ايران بىطرف است متصل در جنگها كشته شوند .
شهد الله تجار و محترمين ارامنه همه تصديق مىكردند و اظهار امتنان از عقيدهء من مىنمودند . ولى جوانان كه خودشان را داخل در نظام روس كرده بودند از غرورى كه داشتند دست از ضدّيت برنمىداشتند و مرا حامى مسلمانها مىدانستند و همه قسم اسباب مخاطره از براى من شده بودند .
در همين ايام روز جمعهاى كه تعطيل بود با شاهزاده احتشام همايون كارگذار نهار خورده مشغول صحبت بدبختى نقار اكراد و ارامنه بوديم كه چه بايد بكنم كه روسها بىطرفى دولت را منظور دارند و به ارامنه اسلحه ندهند . در اين بين جمعى با حال گريه و فرياد نعشى را روى تخته به دار الحكومه آوردند . پرسيدم چه خبر است .
گفتند فلان تاجر است كه سواره مىرفته است برود در سر مزرعهء خودش خارج شهر در قهوهخانه ، قشه داود دندان طلائى ارمنى كه در جزو نظاميان روس است بيست و پنج تومان پول تاجر را گرفته . تاجر كه گفته اين چه وضعى است مىروم شب قنسولگرى و عرض مىكنم فورا ده تير را مىكشد و دو گلوله به تاجر مىزند و فرار مىكند . چون هنوز نمرده بود گفتم او را ببرند به مريضخانهء امريكائيها . به
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 451
مساهمون: ايرج افشار
ص٤٥١