در اين بين خبر رسيد كه در حدود چهريق و سرحدّ بين اسمعيل آقا و احمد آقاى برادرش جنگ واقع شده و از طرفين خيلى كشته شده . ديدم عاقبت اين كار خيلى وخيم است و اسباب خوشوقتى روسها و ارامنه خواهد شد . فورا بهطور محرمانه يك نفر از خوانين اروميه - كه سركردهء سوار بود و كمال دوستى را با اسمعيل آقا داشت - او را روانه كردم كه فورا برو معايب اين بدبختى و جنگ را بگو كه در اين موقع با دشمنى ارامنه و روسها نسبت به مسلمانان و اكراد عوض اينكه در اين موقع همگى متحد شده و حفظ خودتان و بىطرفى دولت را بنمائيد ، اين چه بدبختى است ، و نمىدانم عاقبت اين بدبختى را نمىدانيد كه از چه قرار است كه « ز هر طرف كه شود كشته سود كفار است » .
در جواب اسمعيل آقا گفته بود كه چون فلانى يكى از شاهزادگان است و البته خير ماها را خواسته قصدى ندارد . با اينكه احمد آقا برادر كوچك من است و هفت نفر از اتباع و سركردههاى مرا در جنگ كشته معهذا صرفنظر مىكنم و مىروم اصلاح مىكنم ، و پيغام كرده بود كه خود من هم با چهارصد سوار شخصى از براى خدمت به دولت حاضر خواهم بود .
اين اقدامات را محرمانه كرده بودم كه بر دلتنگى روسها از من افزوده نشود .
معهذا جنرال جرزماتف كه سركرده و رئيس قشون بود با مسيو نيكتن « 1 » قنسول روس [ است ] كه بيشتر اين نفاق را بين مسلمان و ارامنه او انداخته و فارسى را هم خوب مىدانست و خوب چيز مىنوشت و حرف مىزد ، آمدند پيش من و گفتند از قرارى كه شنيدهايم بين اسمعيل آقا و احمد آقاى برادرش جنگى واقع شده و از يكديگر كشتهاند و شما آدم مخصوص فرستادهايد و بين آنها را اصلاح دادهايد و از اين اقدام شما من و جنرال خيلى خوشحال و متشكريم . اگرچه كمال دلتنگى را از اين كار باطنا داشتند و در ضمن « 2 » هم حقيقتا مىخواستند اصل مسئله را بدانند كه از چه قرار است و حقيقتا اصلاحى به عمل آمده يا خير .
چون ديدم جاى انكار نيست و آنها بهتر از ما در امورات اطلاع دارند حقيقت اقدامات را گفتم و پيغامات اسمعيل آقا را كه با سوار خودش حاضر است در اطاعت دولت و حفظ بىطرفى دولت را بنمايد و هر امرى كه از طرف دولت بود اجرا
هامش
( 1 ) . مقصود بازيل نيكى تينb . Nikitinاست كه بعدها به پاريس رفت و در زمينهء ايرانشناسى مطالعاتى از او منتشر شده است .
( 2 ) . اصل : ظمن